matting

[ایالات متحده]/'mætɪŋ/
[بریتانیا]/'mætɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کفی

عبارات و ترکیب‌ها

matting material

مواد پوششی

anti-slip matting

زیرانداز ضد لغزش

rubber matting

زیرانداز لاستیکی

matting agent

عامل پوششی

جملات نمونه

The forest floor had a thick matting of pine needles.

کف جنگل دارای یک فرش ضخیم کاج بود.

The walls of the rooms were discordantly papered. The floors were covered with matting and the hall laid with a thin rag carpet.

دیوارها به طور نامتجانس با کاغذ پوشانده شده بودند. کف‌ها با فرش پوشیده شده بودند و سالن با یک فرش نازک پارچه‌ای پوشیده شده بود.

The matting in the living room needs to be replaced.

فرش اتاق نشیمن نیاز به تعویض دارد.

She bought a new matting for the entrance.

او یک فرش جدید برای ورودی خرید.

The matting in the bathroom is starting to wear out.

فرش حمام شروع به فرسودگی می‌کند.

The matting under the dining table keeps slipping.

فرش زیر میز ناهارخوری مدام لیز می‌خورد.

The matting in the bedroom adds a cozy touch.

فرش اتاق خواب یک حس دنج را اضافه می‌کند.

I need to clean the matting in the kitchen.

من باید فرش آشپزخانه را تمیز کنم.

The matting on the stairs provides traction to prevent slipping.

فرش روی پله‌ها کشش لازم برای جلوگیری از لغزش را فراهم می‌کند.

She prefers natural fiber matting over synthetic materials.

او ترجیح می‌دهد از مواد مصنوعی فرش‌های الیاف طبیعی استفاده کند.

The matting in the office muffles the sound of footsteps.

فرش در دفتر صداهای پاها را خفه می‌کند.

He chose a thick matting for extra cushioning in the playroom.

او یک فرش ضخیم برای راحتی بیشتر در اتاق بازی انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید