padding

[ایالات متحده]/'pædɪŋ/
[بریتانیا]/'pædɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که برای پوشاندن یا پر کردن چیزی استفاده می‌شود؛ کلمات یا اطلاعات غیرضروری که برای پر کردن فضا استفاده می‌شوند؛ متن پرکننده.

عبارات و ترکیب‌ها

padding material

مواد پد

brake pad

صفحه ترمز

pad printing

چاپ پد

launch pad

پایگاه پرتاب

mouse pad

زیر پد ماوس

fat pad

لایه چربی

cotton pad

بالش پنبه‌ای

on the pad

روی پد

rubber pad

زیرپای لاستیکی

foot pad

زیر پای

shoulder pad

بالش شانه

writing pad

زیرپانو

heating pad

زیر پد گرمایشی

touch pad

پد لمسی

scouring pad

اسکرابر پد

launching pad

سکوی پرتاب

bearing pad

پد تحمل بار

stamp pad

زنجیر پد

memo pad

یادداشت‌نگار

note pad

دفترچه یادداشت

tilting pad

پد مایل

جملات نمونه

he was padding the streets.

او در حال قدم زدن در خیابان‌ها بود.

There's a lot of padding in this novel.

پر کردن زیادی در این رمان وجود دارد.

padding softly around the house

به آرامی در اطراف خانه قدم زدن

padding the long road into town.

در طول جاده طولانی به سمت شهر قدم زدن.

The old man was padding along.

مرد پیر در حال قدم زدن بود.

The strongest of the Wookiees, Tarfful's towering frame was bulked out with muscle-suit padding beneath the modacrylic fur.

قوی‌ترین از ووکی‌ها، اندام بلند تارفل با پدینگ لباس‌های ورزشی زیر پوست مصنوعی مدآکریلیک پر شده بود.

نمونه‌های واقعی

Because this is more padding on that.

چون این بیشتر پد روی آن است.

منبع: Culinary methods for gourmet food

He lost his padding and his brushes though he still works.

او پد و قلم‌مویش را از دست داد، اگرچه هنوز کار می‌کند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Older women were using old cloth or grass because they had no padding.

زنان مسن از پارچه یا علف کهنه استفاده می‌کردند زیرا هیچ پدی نداشتند.

منبع: VOA Special English: World

Cows were padding ceaselessly down the clogged, dung-splattered lane.

گاومیشان بی‌وقفه در مسیر باریک و کثیف که با فضولات پوشیده شده بود، حرکت می‌کردند.

منبع: BBC Reading Selection

Of course, you got plenty of padding there too.

البته، شما هم آنجا مقدار زیادی پد دارید.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

The room is surrounded by steel-reinforced concrete and rubber padding.

اتاق با بتن فولادی و پد لاستیکی احاطه شده است.

منبع: CNN Listening February 2014 Collection

And if we didn't have the padding, we'd do one or two takes. It would be really painful.

و اگر پد نداشتیم، یک یا دو بار ضبط می‌کردیم. واقعاً دردناک می‌شد.

منبع: Vox opinion

Moving on, there was a lot of padding.

پیش می‌رویم، مقدار زیادی پد وجود داشت.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Yeah, stupid bastard shot me where I had plenty of padding.

بله، عوضی بهم شلیک کرد جایی که مقدار زیادی پد داشتم.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

There's been a lot of padding, meanwhile this company is hemorrhaging money.

مقدار زیادی پد وجود داشته است، در همین حال این شرکت در حال خونریزی پول است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید