matured

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور کامل توسعه یافته; رسیده
v. به طور کامل توسعه یافتن; به بلوغ رسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

mature market

بازار بالغ

mature stage

مرحله بلوغ

mature market economy

اقتصاد بازار بالغ

mature embryo

جنین بالغ

mature adult

بالغ

جملات نمونه

she matured into a woman.

او به یک زن تبدیل شد.

With the prevalency of multimedia message service in wired network, matured imformation service in wireless network is still restricted within text message.

با گسترش خدمات پیام رسانه‌ای چند رسانه‌ای در شبکه سیمی، ارائه خدمات اطلاعاتی بالغ در شبکه بی‌ سیم همچنان به پیام متنی محدود است.

Medium and late powdery cushaw, the matured fruit is off white skin with little green, high starchiness, high quality, fit to freezed treatment or cushaw powder, planted in early spring.

کوشاو پودری متوسط و دیررس، میوه رسیده پوست سفید مایل به سبز، نشاسته بالا، کیفیت بالا، مناسب برای فرآوری منجمد یا پودر کاشاو، در اوایل بهار کاشته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید