maximisations

[ایالات متحده]/ˌmæksɪməˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌmæksəˈmeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل بزرگ کردن یا عظیم کردن چیزی به حداکثر اندازه یا عظمت ممکن

عبارات و ترکیب‌ها

profit maximisations

حداکثر کردن سود

cost maximisations

حداکثر کردن هزینه

resource maximisations

حداکثر کردن منابع

output maximisations

حداکثر کردن خروجی

value maximisations

حداکثر کردن ارزش

efficiency maximisations

حداکثر کردن کارایی

revenue maximisations

حداکثر کردن درآمد

sales maximisations

حداکثر کردن فروش

performance maximisations

حداکثر کردن عملکرد

market maximisations

حداکثر کردن بازار

جملات نمونه

we focus on the maximisations of our resources.

ما بر بهینه‌سازی منابع خود تمرکز می‌کنیم.

the company aims for the maximisations of profits this quarter.

شرکت برای بهینه‌سازی سود در این فصل هدف‌گذاری می‌کند.

maximisations in efficiency can lead to better results.

بهینه‌سازی در کارایی می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

we need to explore the maximisations of our marketing strategies.

ما باید استراتژی‌های بازاریابی خود را برای بهینه‌سازی بررسی کنیم.

the project focuses on the maximisations of energy usage.

این پروژه بر بهینه‌سازی مصرف انرژی تمرکز دارد.

maximisations of time management are essential for success.

بهینه‌سازی مدیریت زمان برای موفقیت ضروری است.

they are working on the maximisations of customer satisfaction.

آنها در حال کار بر روی بهینه‌سازی رضایت مشتری هستند.

maximisations in productivity can improve workplace morale.

بهینه‌سازی در بهره‌وری می‌تواند باعث بهبود روحیه کاری شود.

we strive for maximisations in our service delivery.

ما برای بهینه‌سازی ارائه خدمات خود تلاش می‌کنیم.

maximisations of learning outcomes are our primary goal.

بهینه‌سازی نتایج یادگیری هدف اصلی ما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید