reductions

[ایالات متحده]/rɪˈdʌkʃənz/
[بریتانیا]/rɪˈdʌkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کوچک کردن یا کاهش مقدار؛ فرآیند پایین آوردن چیزی؛ در ریاضیات، ساده‌سازی یک عبارت؛ در عکاسی، فرآیند نازک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cost reductions

کاهش هزینه‌ها

tax reductions

کاهش مالیات

price reductions

کاهش قیمت‌ها

budget reductions

کاهش بودجه

emission reductions

کاهش انتشار

spending reductions

کاهش هزینه‌ها

staff reductions

کاهش پرسنل

energy reductions

کاهش مصرف انرژی

waste reductions

کاهش ضایعات

risk reductions

کاهش ریسک

جملات نمونه

there have been significant reductions in pollution levels.

کاهش‌های قابل توجهی در سطح آلودگی وجود داشته است.

the company announced reductions in their workforce.

شرکت اعلام کرد که تعدادی از کارکنان را کاهش داده است.

we expect reductions in costs after the merger.

ما انتظار داریم پس از ادغام، هزینه‌ها کاهش یابد.

tax reductions can stimulate economic growth.

کاهش مالیات می‌تواند باعث رشد اقتصادی شود.

there are ongoing reductions in energy consumption.

کاهش مصرف انرژی در حال انجام است.

many organizations are implementing reductions in waste.

سازمان‌های زیادی در حال اجرای کاهش ضایعات هستند.

reductions in interest rates can benefit borrowers.

کاهش نرخ بهره می‌تواند به وام گیرندگان کمک کند.

they are planning reductions in the budget for next year.

آنها در حال برنامه‌ریزی برای کاهش بودجه برای سال آینده هستند.

reductions in greenhouse gas emissions are crucial for climate change.

کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای برای مقابله با تغییرات آب و هوایی بسیار مهم است.

effective reductions in crime rates require community involvement.

کاهش موثر نرخ جرم و جنایت نیازمند مشارکت جامعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید