minimizations

[ایالات متحده]/ˌmɪnɪmaɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌmɪnəˈmaɪzeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل کاهش چیزی به حداقل ممکن؛ برآورد حداقل ممکن؛ عمل کوچک شمردن یا کم ارزش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cost minimizations

بهینه‌سازی هزینه‌ها

risk minimizations

بهینه‌سازی ریسک‌ها

resource minimizations

بهینه‌سازی منابع

waste minimizations

بهینه‌سازی کاهش ضایعات

time minimizations

بهینه‌سازی زمان

effort minimizations

بهینه‌سازی تلاش

error minimizations

بهینه‌سازی کاهش خطا

impact minimizations

بهینه‌سازی کاهش اثرات

loss minimizations

بهینه‌سازی کاهش تلفات

variance minimizations

بهینه‌سازی کاهش تغییرات

جملات نمونه

minimizations of costs are essential for a successful business.

کاهش هزینه‌ها برای یک کسب و کار موفق ضروری است.

the project focused on the minimizations of waste in production.

این پروژه بر کاهش ضایعات در تولید متمرکز بود.

effective minimizations can lead to higher profits.

کاهش موثر می‌تواند منجر به افزایش سود شود.

we need to implement minimizations in our energy consumption.

ما باید کاهش مصرف انرژی را در عمل پیاده کنیم.

minimizations of risks are crucial in investment strategies.

کاهش ریسک‌ها در استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بسیار مهم است.

the team worked on minimizations of the project's timeline.

تیم بر کاهش زمان‌بندی پروژه کار کرد.

minimizations in design can enhance user experience.

کاهش در طراحی می‌تواند تجربه کاربر را بهبود بخشد.

they discussed the minimizations of the environmental impact.

آنها در مورد کاهش اثرات زیست محیطی بحث کردند.

minimizations of errors are vital in data analysis.

کاهش خطاها در تجزیه و تحلیل داده‌ها حیاتی است.

the report highlighted the minimizations achieved over the last year.

گزارش کاهش‌هایی را که در سال گذشته به دست آمده‌اند، برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید