maximisers

[ایالات متحده]/ˈmæksɪmaɪzə/
[بریتانیا]/ˈmæksɪmaɪzər/

ترجمه

n. شخص یا چیزی که حداکثر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

profit maximiser

افزایش سود

time maximiser

افزایش زمان

resource maximiser

افزایش منابع

output maximiser

افزایش خروجی

performance maximiser

افزایش عملکرد

value maximiser

افزایش ارزش

efficiency maximiser

افزایش کارایی

growth maximiser

افزایش رشد

cost maximiser

افزایش هزینه

جملات نمونه

he is a maximiser of opportunities in his career.

او یک فردی است که از فرصت‌ها در حرفه خود نهایت استفاده را می‌کند.

as a maximiser, she always seeks the best outcomes.

به عنوان یک فرد حداکثرطلب، او همیشه به دنبال بهترین نتایج است.

the company hired a maximiser to improve its profits.

شرکت یک فرد حداکثرطلب را برای بهبود سود خود استخدام کرد.

being a maximiser means you focus on efficiency.

حداکثرطلب بودن به معنای تمرکز بر کارایی است.

he approaches every project as a maximiser of resources.

او به هر پروژه به عنوان یک فرد حداکثرطلب منابع نزدیک می‌شود.

the maximiser mindset can lead to greater success.

نگرش حداکثرطلب می‌تواند منجر به موفقیت بیشتر شود.

she is known as a maximiser in her field of expertise.

او به عنوان یک فرد حداکثرطلب در زمینه تخصص خود شناخته می‌شود.

maximisers often achieve their goals more effectively.

حداکثرطلبان اغلب به طور مؤثرتری به اهداف خود دست می‌یابند.

his role as a maximiser is crucial for team success.

نقش او به عنوان یک فرد حداکثرطلب برای موفقیت تیم بسیار مهم است.

she believes that being a maximiser helps her make better decisions.

او معتقد است که حداکثرطلب بودن به او کمک می‌کند تا تصمیمات بهتری بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید