mazes

[ایالات متحده]/ˈmeɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈmeɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ماز؛ شبکه‌ای از مسیرها یا حصارها که به عنوان یک معما طراحی شده است؛ قوانین یا جزئیات پیچیده که درک آن‌ها دشوار است؛ نموداری که یک ماز را نشان می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

solve mazes

حل کردن هزارتوها

navigate mazes

عبور از هزارتوها

create mazes

ایجاد هزارتو

explore mazes

کاوش در هزارتوها

design mazes

طراحی هزارتو

enter mazes

وارد شدن به هزارتو

escape mazes

فرار از هزارتو

build mazes

ساختن هزارتو

enjoy mazes

لذت بردن از هزارتو

test mazes

آزمایش هزارتو

جملات نمونه

she loves to explore the mazes in the amusement park.

او عاشق کاوش در هزارتوها در پارک تفریحی است.

the book is filled with stories about ancient mazes.

این کتاب پر از داستان‌هایی درباره هزارتوی باستانی است.

he got lost in the mazes of the old castle.

او در هزارتوهای قلعه قدیمی گم شد.

children enjoy solving puzzles and mazes.

کودکان از حل پازل و هزارتوها لذت می برند.

the garden features beautiful mazes made of hedges.

باغ دارای هزارتوی زیبا از پرچین است.

we spent hours navigating through the corn mazes.

ما ساعت ها در هزارتوی ذرت حرکت کردیم.

finding the exit in these mazes can be challenging.

پیدا کردن خروج از این هزارتوها می تواند چالش برانگیز باشد.

the maze was designed to test our problem-solving skills.

هزارتو برای آزمایش مهارت های حل مسئله ما طراحی شده بود.

she created intricate mazes for her art project.

او هزارتوی پیچیده ای برای پروژه هنری خود ایجاد کرد.

he felt like he was trapped in a maze of confusion.

او احساس کرد که در هزارتوی سردرگمی گرفتار شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید