meagernesses

[ایالات متحده]/'miːɡənəsɪz/
[بریتانیا]/'miɡərnəsɪz/

ترجمه

n. حالت کمبود؛ کمبود یا ناکافی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

my meagernesses

ناداری‌های من

meagernesses of life

ناداری‌های زندگی

embrace meagernesses

آغوش گرفتن ناداری‌ها

meagernesses reveal strength

ناداری‌ها نشان دهنده قدرت هستند

overcome meagernesses

غلبه بر ناداری‌ها

accept meagernesses

پذیرش ناداری‌ها

meagernesses and hopes

ناداری‌ها و امیدها

acknowledge meagernesses

اعتراف به ناداری‌ها

meagernesses of resources

ناداری منابع

meagernesses in abundance

ناداری در وفور

جملات نمونه

the meagernesses of their resources were evident during the project.

فقر و کمبود منابع آنها در طول پروژه آشکار بود.

we must address the meagernesses in our budget to ensure success.

ما باید به کمبود بودجه رسیدگی کنیم تا از موفقیت اطمینان حاصل کنیم.

his meagernesses in experience made him hesitant in decision-making.

کمبود تجربه او باعث شد در تصمیم گیری مردد باشد.

the meagernesses of the food supply led to rising prices.

کمبود مواد غذایی منجر به افزایش قیمت ها شد.

she felt the meagernesses of her knowledge when faced with complex topics.

وقتی با موضوعات پیچیده روبرو می شد، کمبود دانش خود را احساس می کرد.

the meagernesses in their arguments weakened their position.

ضعف استدلال های آنها موقعیت آنها را تضعیف کرد.

addressing the meagernesses in infrastructure is crucial for development.

رسیدگی به کمبود زیرساخت ها برای توسعه حیاتی است.

her meagernesses in language skills made communication difficult.

کمبود مهارت های زبانی او ارتباط را دشوار کرد.

the meagernesses of the team's performance were a concern for management.

عملکرد ضعیف تیم برای مدیریت نگران کننده بود.

they tried to overcome the meagernesses of their initial plan.

آنها سعی کردند بر کمبودهای برنامه اولیه خود غلبه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید