mealie

[ایالات متحده]/ˈmiːli/
[بریتانیا]/ˈmiːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ذرت؛ خوشه ذرت
شکل‌های واژه
جمعmealies

عبارات و ترکیب‌ها

mealie meal

آرد ذرت

mealie pap

پاپ ذرت

mealie corn

ذرت دانه درشت

mealie stew

خوراک ذرت

mealie cake

کیک ذرت

mealie bread

نان ذرت

mealie snack

میان وعده ذرت

mealie porridge

فرنی ذرت

mealie dish

غذا با ذرت

mealie flour

آرد ذرت

جملات نمونه

mealie is a staple food in many african countries.

ذرت یک غذای اصلی در بسیاری از کشورهای آفریقایی است.

we enjoyed a delicious mealie pap for breakfast.

ما یک غذای خوشمزه ذرت پاپ را برای صبحانه میل کردیم.

mealie meal is often used to make porridge.

آرد ذرت اغلب برای تهیه فرنی استفاده می شود.

farmers grow mealies during the summer season.

کشاورزان ذرت را در فصل تابستان کشت می کنند.

mealie cobs can be roasted over an open fire.

بلنده‌های ذرت را می‌توان روی آتش زنده برشته کرد.

my grandmother used to make mealie bread from scratch.

مادربزرگم همیشه نان ذرت را از ابتدا درست می کرد.

in some cultures, mealies are used in traditional ceremonies.

در برخی فرهنگ ها، ذرت در مراسم سنتی استفاده می شود.

mealie plants require a lot of sunlight to grow.

گیاهان ذرت برای رشد به مقدار زیادی نور خورشید نیاز دارند.

we bought fresh mealies from the local market.

ما ذرت تازه را از بازار محلی خریدیم.

mealie is often ground into flour for baking.

ذرت اغلب برای پختن به آرد آسیاب می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید