meatcutter

[ایالات متحده]/[ˈmiːtˌkʌtə]/
[بریتانیا]/[ˈmiːtˌkʌtər]/

ترجمه

n. فردی که گوشت را قطع می‌کند، به ویژه در فروشگاه گوشت‌فروشی؛ ماشینی که برای قطع گوشت استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

meatcutter job

شغل گوشت‌کش

skilled meatcutter

گوشت‌کش ماهر

meatcutter training

آموزش گوشت‌کش

experienced meatcutter

گوشت‌کش با تجربه

meatcutter's knife

چاقوی گوشت‌کش

be a meatcutter

گوشت‌کش شوید

meatcutter working

کار گوشت‌کش

meatcutter safety

سلامتی گوشت‌کش

meatcutter equipment

تجهیزات گوشت‌کش

new meatcutter

گوشت‌کش جدید

جملات نمونه

the meatcutter skillfully carved the roast beef.

کشتی‌کش با مهارت گوشت گوشت بیف را کاری کرد.

he worked as a meatcutter in the local butcher shop.

او در فروشگاه گوشت محلی به عنوان یک کشتی‌کش کار می‌کرد.

the meatcutter used a sharp knife to slice the ham.

کشتی‌کش از یک سیچم تیز برای برش گوشت جوجه استفاده کرد.

she trained to become a meatcutter after high school.

او پس از دبیرستان آموزش گرفت تا به یک کشتی‌کش تبدیل شود.

the experienced meatcutter demonstrated proper cutting techniques.

کشتی‌کش با تجربه فنون برش مناسب را نمایش داد.

a skilled meatcutter is essential for a good butcher shop.

یک کشتی‌کش ماهر برای یک فروشگاه گوشت خوب ضروری است.

the meatcutter carefully trimmed the excess fat from the pork.

کشتی‌کش با دقت چربی اضافی را از گوشت خوک حذف کرد.

he was a dedicated meatcutter with years of experience.

او یک کشتی‌کش وفادار با سال‌ها تجربه بود.

the meatcutter's job required strength and precision.

کار کشتی‌کش قدرت و دقت نیاز داشت.

the restaurant hired a new meatcutter for their steakhouse.

رستوران یک کشتی‌کش جدید را برای گوشت‌خوری خود استخدام کرد.

the meatcutter cleaned and sharpened his tools every day.

کشتی‌کش هر روز ابزار خود را تمیز کرد و تیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید