meatier

[ایالات متحده]/ˈmiːtiə/
[بریتانیا]/ˈmiːtiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای مقدار زیادی گوشت؛ ضخیم؛ غنی از محتوا؛ برانگیزاننده تفکر

عبارات و ترکیب‌ها

meatier options

گزینه‌های لذیذتر

meatier dishes

غذاهای لذیذتر

meatier portions

سهم‌های لذیذتر

meatier cuts

برش‌های لذیذتر

meatier flavor

طعم لذیذتر

meatier texture

بافت لذیذتر

meatier meals

وعده‌های غذایی لذیذتر

meatier ingredients

مواد لذیذتر

meatier recipes

دستورهای غذای لذیذتر

meatier snacks

میان‌وعده‌های لذیذتر

جملات نمونه

after the meeting, we need to discuss the meatier topics.

بعد از جلسه، ما باید موضوعات مهم‌تر را مورد بحث قرار دهیم.

the report provided some meatier insights into the market trends.

گزارش بینش‌های مهم‌تری در مورد روند بازار ارائه کرد.

she prefers meatier roles in films that challenge her acting skills.

او ترجیح می‌دهد نقش‌های مهم‌تری در فیلم‌هایی که مهارت‌های بازیگری او را به چالش می‌کشند، ایفا کند.

we should focus on the meatier issues during our discussion.

ما باید در طول بحث خود بر مسائل مهم‌تر تمرکز کنیم.

the novel became meatier as the plot developed.

با پیشرفت داستان، رمان جذاب‌تر شد.

he always looks for meatier content when reading articles.

او همیشه به دنبال محتوای جذاب‌تر هنگام خواندن مقالات است.

her speech included some meatier arguments that swayed the audience.

سخنرانی او شامل استدلال‌های مهم‌تری بود که مخاطبان را متقاعد کرد.

we need to provide meatier explanations for the complex topics.

ما باید توضیحات مهم‌تری برای موضوعات پیچیده ارائه دهیم.

the documentary offered meatier details about the historical events.

مستند جزئیات مهم‌تری در مورد وقایع تاریخی ارائه کرد.

in our next meeting, let's tackle the meatier aspects of the project.

در جلسه بعدی ما، بیایید به جنبه‌های مهم‌تر پروژه بپردازیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید