skimpier

[ایالات متحده]/ˈskɪm.pi.ə/
[بریتانیا]/ˈskɪm.pi.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کوچکتر و بیشتر نمایان (فوق مقایسه‌ای از skimpy)؛ ناکافی در مقدار یا اندازه

عبارات و ترکیب‌ها

skimpier outfit

لباس نازک‌تر

skimpier meals

وعده‌های غذایی کم‌مصرف‌تر

skimpier budget

بودجه کم‌مصرف‌تر

skimpier coverage

پوشش کمتر

skimpier details

جزئیات کمتر

skimpier options

گزینه‌های کمتر

skimpier resources

منابع کمتر

skimpier designs

طرح‌های ساده‌تر

skimpier furniture

مبلمان ارزان‌تر

skimpier profits

سود کمتر

جملات نمونه

the dress she wore was skimpier than i expected.

لباسی که پوشیده بود نازک‌تر از آن چیزی که انتظار داشتم بود.

he prefers skimpier swimsuits for the beach.

او ترجیح می‌دهد برای ساحل لباس شنای نازک‌تری بپوشد.

skimpier clothing is often seen in summer fashion.

لباس نازک‌تر اغلب در مد تابستانی دیده می‌شود.

she felt uncomfortable in the skimpier outfit.

او در آن لباس نازک‌تر احساس ناراحتی کرد.

the advertisement featured skimpier models.

تبلیغاتی مدل‌های نازک‌تر را نشان می‌داد.

many magazines promote skimpier styles during the summer.

مجله‌های زیادی در تابستان استایل‌های نازک‌تر را تبلیغ می‌کنند.

he was surprised by how skimpier the costumes were.

او از اینکه لباس‌ها چقدر نازک بودند تعجب کرد.

skimpier outfits can sometimes attract more attention.

لباس‌های نازک‌تر گاهی اوقات می‌تواند توجه بیشتری را به خود جلب کند.

she decided to wear a skimpier top for the party.

او تصمیم گرفت برای مهمانی یک بلوز نازک‌تر بپوشد.

skimpier styles are trending in the fashion industry.

استایل‌های نازک‌تر در صنعت مد در حال ترند شدن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید