pathologization

[ایالات متحده]/pəˌθɒlədʒaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/pəˌθɑːlədʒɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند در نظر گرفتن یا معالجه چیزی به عنوان بیماری‌زا یا بیمارگونه، به خصوص در یک زمینه اجتماعی، فرهنگی یا روان‌شناختی؛ عمل بیماری‌زایی کردن.
adj. بیماری‌زا (مرتبط با یا شامل مطالعه علمی بیماری‌ها و اثرات آنها)
adv. به صورت بیماری‌زا؛ به گونه‌ای که با بیماری مرتبط است یا آن را در بر می‌گیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

pathologization of

Persian_translation

medical pathologization

Persian_translation

social pathologization

Persian_translation

the pathologization

Persian_translation

critique of pathologization

Persian_translation

pathologization process

Persian_translation

pathologization of women

Persian_translation

جملات نمونه

the pathologization of normal childhood behaviors has led to significant increases in medication prescriptions.

تبدیل رفتارهای طبیعی دوران کودکی به یک مشکل، منجر به افزایش قابل توجه تجویز داروها شده است.

critics argue that the pathologization of dissent serves to silence political opposition in authoritarian states.

منتقدان استدلال می‌کنند که تبدیل مخالفت به یک مشکل، به منظور خاموش کردن مخالفان سیاسی در دولت‌های اقتدارگرا استفاده می‌شود.

the growing pathologization of sadness raises serious concerns about the medicalization of human emotions.

افزایش روزافزون تبدیل غم و اندوه به یک مشکل، نگرانی‌های جدی در مورد پزشکی‌سازی احساسات انسانی ایجاد می‌کند.

anthropologists have documented the cultural pathologization of grief practices in various societies.

جامعه‌شناسان، تبدیل فرهنگی روش‌های سوگواری را در جوامع مختلف مستند کرده‌اند.

the pathologization of gender non-conformity has a troubling history within psychiatric diagnosis systems.

تبدیل عدم تطابق جنسیتی به یک مشکل، سابقه‌ای نگران‌کننده در سیستم‌های تشخیصی روانپزشکی دارد.

healthcare professionals must be trained to avoid the pathologization of patients seeking support.

به‌هنگام، متخصصان مراقبت‌های بهداشتی باید آموزش ببینند تا از تبدیل بیماران در حال دریافت حمایت به یک مشکل خودداری کنند.

the historical pathologization of indigenous cultural practices was used to justify colonial oppression.

تبدیل تاریخی روش‌های فرهنگی بومی به یک مشکل، برای توجیه ستم استعماری استفاده شد.

social media campaigns now challenge the pathologization of introverted personality traits.

کمپین‌های رسانه‌های اجتماعی اکنون به چالش کشیدن تبدیل ویژگی‌های شخصیتی درون‌گرا به یک مشکل می‌پردازند.

studies have linked the pathologization of obesity to increased weight-based discrimination.

مطالعات ارتباطی بین تبدیل چاقی به یک مشکل و افزایش تبعیض مبتنی بر وزن نشان داده‌اند.

human rights organizations document the pathologization of peaceful political activism worldwide.

سازمان‌های حقوق بشر، تبدیل فعالیت‌های سیاسی مسالمت‌آمیز در سراسر جهان به یک مشکل را مستند می‌کنند.

mental health advocates strive to prevent the pathologization of normal stress responses.

فعالان سلامت روان تلاش می‌کنند تا از تبدیل پاسخ‌های استرس طبیعی به یک مشکل جلوگیری کنند.

research reveals how the pathologization of black women's emotions contributes to healthcare disparities.

تحقیقات نشان می‌دهد که چگونه تبدیل احساسات زنان سیاه‌پوست به یک مشکل، به نابرابری در مراقبت‌های بهداشتی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید