mediums

[ایالات متحده]/[ˈmiːdɪəmz]/
[بریتانیا]/[ˈmiːdɪəmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که ادعا می‌کند با ارواح درگذشتگان ارتباط برقرار می‌کند؛ وسیله یا مکانیزم برای انجام کاری؛ واسطه؛ متوسط؛ درجه متوسط؛ ماده‌ای که برای حمل یا انتقال چیزی، مانند دارو، استفاده می‌شود؛ در عکاسی، فیلم یا مواد دیگری که تصویر روی آن ثبت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

various mediums

Persian_translation

new mediums

Persian_translation

digital mediums

Persian_translation

traditional mediums

Persian_translation

explore mediums

Persian_translation

using mediums

Persian_translation

different mediums

Persian_translation

mediums available

Persian_translation

choose mediums

Persian_translation

analyzing mediums

Persian_translation

جملات نمونه

we explored various mediums for the art project, including painting and sculpture.

ما رسانه‌های مختلفی را برای پروژه هنری بررسی کردیم، از جمله نقاشی و مجسمه‌سازی.

the artist experimented with different mediums to find the perfect one for his vision.

هنرمند با رسانه‌های مختلف آزمایش کرد تا رسانه مناسب برای دیدگاه خود را پیدا کند.

digital mediums offer exciting possibilities for creating interactive experiences.

رسانه‌های دیجیتال فرصت‌های هیجان‌انگیزی برای ایجاد تجربه‌های تعاملی ارائه می‌دهند.

traditional mediums like oil paint and watercolor have a timeless appeal.

رسانه‌های سنتی مانند رنگ روغن و آبرنگ جذابیت جاودانه‌ای دارند.

the gallery showcased works created using a wide range of mediums.

گالری آثاری را که با استفاده از طیف گسترده‌ای از رسانه‌ها ایجاد شده بودند، به نمایش گذاشت.

new mediums are constantly emerging in the world of digital art.

رسانه‌های جدید به طور مداوم در دنیای هنر دیجیتال ظهور می‌کنند.

the film combined live action footage with animated mediums seamlessly.

فیلم به طور یکپارچه فیلمبرداری زنده را با رسانه‌های انیمیشن ترکیب کرد.

she used mixed mediums to create a textured and layered collage.

او از رسانه‌های ترکیبی برای ایجاد یک کولاژ با بافت و لایه‌ای استفاده کرد.

the sculptor worked primarily with bronze and stone mediums.

مجسمه‌ساز عمدتاً با مجسمه‌های برنزی و سنگی کار می‌کرد.

sound and light are powerful mediums for conveying emotions.

صدا و نور رسانه‌های قدرتمندی برای انتقال احساسات هستند.

the journalist utilized various mediums to gather information for the story.

روزنامه‌نگار از رسانه‌های مختلف برای جمع‌آوری اطلاعات برای داستان استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید