medivac

[ایالات متحده]/ˈmɛdɪvæk/
[بریتانیا]/ˈmɛdɪvæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هواپیمایی که برای تخلیه پزشکی استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعmedivacs

عبارات و ترکیب‌ها

medivac unit

واحد تخلیه پزشکی

medivac flight

پرواز تخلیه پزشکی

medivac team

تیم تخلیه پزشکی

medivac operation

عملیات تخلیه پزشکی

medivac service

خدمات تخلیه پزشکی

medivac request

درخواست تخلیه پزشکی

medivac mission

ماموریت تخلیه پزشکی

medivac helicopter

هلیکوپتر تخلیه پزشکی

medivac support

حمایت تخلیه پزشکی

medivac protocol

پروتکل تخلیه پزشکی

جملات نمونه

the medivac helicopter arrived quickly at the accident site.

هلیکوپتر امداد و نجات به سرعت در محل حادثه رسید.

they organized a medivac for the injured hiker.

آنها یک هلیکوپتر امداد و نجات برای کوهنورد آسیب‌دیده ترتیب دادند.

the army used a medivac to transport the wounded soldiers.

ارتش از یک هلیکوپتر امداد و نجات برای انتقال سربازان مجروح استفاده کرد.

after the storm, a medivac was necessary for the trapped residents.

پس از طوفان، برای ساکنان گرفتار به یک هلیکوپتر امداد و نجات نیاز بود.

the medivac team was on standby for emergencies.

تیم امداد و نجات برای شرایط اضطراری در حالت آماده‌باش بود.

we need to arrange a medivac for the patient in critical condition.

ما باید یک هلیکوپتر امداد و نجات برای بیمار در وضعیت بحرانی ترتیب دهیم.

the medivac operation took place under challenging weather conditions.

عملیات امداد و نجات در شرایط آب و هوایی دشوار انجام شد.

medivac services are essential in remote areas.

خدمات امداد و نجات در مناطق دورافتاده ضروری هستند.

the pilot was trained specifically for medivac missions.

خلبان به طور خاص برای ماموریت‌های امداد و نجات آموزش دیده بود.

they used a medivac plane to reach the isolated village.

آنها از یک هواپیمای امداد و نجات برای رسیدن به روستای منزوی استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید