megaphones

[ایالات متحده]/ˈmɛɡəfəʊnz/
[بریتانیا]/ˈmɛɡəfoʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌هایی که برای تقویت صدا استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

loud megaphones

مگافون‌های بلند

digital megaphones

مگافون‌های دیجیتال

portable megaphones

مگافون‌های قابل حمل

battery megaphones

مگافون‌های باتری‌دار

wireless megaphones

مگافون‌های بی‌سیم

megaphones system

سیستم مگافون

megaphones announcement

اعلامیه‌های مگافون

megaphones rally

گردهمایی مگافون

megaphones speech

سخنرانی مگافون

megaphones crowd

مگافون جمعیت

جملات نمونه

the crowd used megaphones to amplify their voices.

توده‌ها از مگافون برای تقویت صداهای خود استفاده کردند.

during the rally, they handed out megaphones to the speakers.

در طول گردهمایی، آن‌ها مگافون‌ها را بین سخنرانان توزیع کردند.

megaphones are essential for outdoor events with large audiences.

مگافون‌ها برای رویدادهای فضای باز با مخاطبان بزرگ ضروری هستند.

the coach shouted instructions through a megaphone.

مربی دستورالعمل‌ها را از طریق مگافون فریاد زد.

they used megaphones to coordinate the crowd during the parade.

آن‌ها از مگافون برای هماهنگی جمعیت در طول رژه استفاده کردند.

she bought two megaphones for the school event.

او دو مگافون برای رویداد مدرسه خرید.

the protestors shouted slogans using megaphones.

معترضان با استفاده از مگافون شعارها را فریاد زدند.

megaphones help in delivering messages clearly in noisy environments.

مگافون‌ها به رساندن پیام‌ها به وضوح در محیط‌های پر سر و صدا کمک می‌کنند.

he spoke into the megaphone to get everyone's attention.

او برای جلب توجه همه، به سمت مگافون صحبت کرد.

using megaphones can be very effective in crowded places.

استفاده از مگافون می‌تواند در مکان‌های شلوغ بسیار مؤثر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید