megatons of tnt
میلیون تن تیانتی
megatons per year
میلیون تن در سال
megatons of co2
میلیون تن دیاوسیّد کربن
megatons of energy
میلیون تن انرژی
megatons of waste
میلیون تن زباله
megatons of explosives
میلیون تن مواد منفجره
megatons of emissions
میلیون تن انتشار
megatons of force
میلیون تن نیرو
megatons of material
میلیون تن مواد
megatons of impact
میلیون تن اثر
the bomb had a yield of several megatons.
بمب دارای بازدهای به چندین مگا تُن بود.
scientists estimate that the asteroid could impact with a force of 10 megatons.
دانشمندان تخمین میزنند که سیارک با نیروی 10 مگا تُن برخورد کند.
the energy released in the explosion was equivalent to 20 megatons of tnt.
انرژی آزاد شده در انفجار معادل 20 مگا تُن تی ان تی بود.
he calculated the total destruction in terms of megatons.
او تخریب کلی را بر حسب مگا تُن محاسبه کرد.
the nuclear test produced a blast of over 50 megatons.
آزمایش هستهای انفجاری بیش از 50 مگا تُن ایجاد کرد.
they measured the impact of the explosion in megatons.
آنها تأثیر انفجار را بر حسب مگا تُن اندازهگیری کردند.
the project's goal is to reduce carbon emissions by several megatons.
هدف پروژه کاهش انتشار کربن به میزان چند مگا تُن است.
in total, the facility can process waste equivalent to 3 megatons annually.
در مجموع، این تأسیسات میتوانند سالانه تا 3 مگا تُن زباله معادل را فرآوری کنند.
the explosion released energy comparable to 15 megatons of explosives.
انفجار انرژی معادل 15 مگا تُن مواد منفجره آزاد کرد.
they discussed the implications of a megaton scale disaster.
آنها پیامدهای یک فاجعه در مقیاس مگا تُن را مورد بحث قرار دادند.
megatons of tnt
میلیون تن تیانتی
megatons per year
میلیون تن در سال
megatons of co2
میلیون تن دیاوسیّد کربن
megatons of energy
میلیون تن انرژی
megatons of waste
میلیون تن زباله
megatons of explosives
میلیون تن مواد منفجره
megatons of emissions
میلیون تن انتشار
megatons of force
میلیون تن نیرو
megatons of material
میلیون تن مواد
megatons of impact
میلیون تن اثر
the bomb had a yield of several megatons.
بمب دارای بازدهای به چندین مگا تُن بود.
scientists estimate that the asteroid could impact with a force of 10 megatons.
دانشمندان تخمین میزنند که سیارک با نیروی 10 مگا تُن برخورد کند.
the energy released in the explosion was equivalent to 20 megatons of tnt.
انرژی آزاد شده در انفجار معادل 20 مگا تُن تی ان تی بود.
he calculated the total destruction in terms of megatons.
او تخریب کلی را بر حسب مگا تُن محاسبه کرد.
the nuclear test produced a blast of over 50 megatons.
آزمایش هستهای انفجاری بیش از 50 مگا تُن ایجاد کرد.
they measured the impact of the explosion in megatons.
آنها تأثیر انفجار را بر حسب مگا تُن اندازهگیری کردند.
the project's goal is to reduce carbon emissions by several megatons.
هدف پروژه کاهش انتشار کربن به میزان چند مگا تُن است.
in total, the facility can process waste equivalent to 3 megatons annually.
در مجموع، این تأسیسات میتوانند سالانه تا 3 مگا تُن زباله معادل را فرآوری کنند.
the explosion released energy comparable to 15 megatons of explosives.
انفجار انرژی معادل 15 مگا تُن مواد منفجره آزاد کرد.
they discussed the implications of a megaton scale disaster.
آنها پیامدهای یک فاجعه در مقیاس مگا تُن را مورد بحث قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید