tons

[ایالات متحده]/[tɒnz]/
[بریتانیا]/[tɒnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مقدار بسیار بزرگ؛ مقدار زیاد؛ واحد وزن معادل 907 کیلوگرم (ایالات متحده) یا 1016 کیلوگرم (بریتانیا)؛ (هزار تن متریک)
Word Forms
جمعtonss

عبارات و ترکیب‌ها

tons of fun

تنها تفریح

tons of work

تنها کار

tons of stuff

تنها وسایل

tons of patience

تنها صبر

tons of money

تنها پول

tons of help

تنها کمک

tons of thanks

تنها تشکر

tons of problems

تنها مشکلات

tons of food

تنها غذا

tons of snow

تنها برف

جملات نمونه

the truck was carrying tons of lumber.

کامیون تن‌ها چوب را حمل می‌کرد.

they hauled tons of gravel to the construction site.

آن‌ها تن‌ها سنگ‌ریزه را به محل ساخت و ساز منتقل کردند.

the beach was covered in tons of seaweed after the storm.

ساحل پس از طوفان با تن‌ها جلبک پوشیده شده بود.

the project required tons of paperwork and approvals.

این پروژه به تن‌ها کاغذبازی و تاییدیه نیاز داشت.

he's put tons of effort into his new business.

او تن‌ها تلاش را در کسب و کار جدیدش صرف کرده است.

the old bridge could only hold tons of weight.

پل قدیمی تنها می‌توانست تن‌ها وزنی را تحمل کند.

the mine produced tons of coal every year.

آن معدن هر سال تن‌ها زغال تولید می‌کرد.

the farmer harvested tons of corn from his fields.

کشاورز تن‌ها ذرت را از مزارع خود برداشت.

the recycling plant processed tons of plastic bottles.

کارخانه بازیافت تن‌ها بطری پلاستیکی را فرآوری می‌کرد.

the company shipped tons of goods overseas.

شرکت تن‌ها کالا را به خارج از کشور ارسال کرد.

the stadium could hold tons of spectators.

استادیوم می‌توانست تن‌ها تماشاگر را در خود جای دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید