melanocytes

[ایالات متحده]/ˈmɛlənoʊsaɪt/
[بریتانیا]/ˈmɛlənoʊsaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلولی که ملانین تولید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

melanocyte function

عملکرد ملانوسیت

melanocyte activation

فعال شدن ملانوسیت

melanocyte development

توسعه ملانوسیت

melanocyte proliferation

افزایش ملانوسیت

melanocyte differentiation

تمایز ملانوسیت

melanocyte migration

مهاجرت ملانوسیت

melanocyte survival

بقای ملانوسیت

melanocyte culture

کشت ملانوسیت

melanocyte therapy

درمان ملانوسیت

melanocyte research

تحقیقات ملانوسیت

جملات نمونه

melanocytes produce melanin in the skin.

ملانوسیت‌ها ملانین را در پوست تولید می‌کنند.

increased melanocyte activity can lead to darker skin.

افزایش فعالیت ملانوسیت‌ها می‌تواند منجر به تیره شدن پوست شود.

melanocytes are essential for protecting against uv radiation.

ملانوسیت‌ها برای محافظت در برابر اشعه ماوراء بنفش ضروری هستند.

some skin disorders affect melanocyte function.

برخی از اختلالات پوستی بر عملکرد ملانوسیت‌ها تأثیر می‌گذارند.

research on melanocytes can help treat pigmentation disorders.

تحقیقات در مورد ملانوسیت‌ها می‌تواند به درمان اختلالات رنگدانه کمک کند.

melanocyte transplantation is a potential therapy for vitiligo.

پیوند ملانوسیت یک درمان بالقوه برای ویتیلیگو است.

melanocyte stem cells play a role in skin regeneration.

سلول‌های بنیادی ملانوسیت‌ها در بازسازی پوست نقش دارند.

genetic factors can influence melanocyte distribution.

عوامل ژنتیکی می‌توانند بر توزیع ملانوسیت‌ها تأثیر بگذارند.

melanocyte density varies across different skin types.

تراکم ملانوسیت‌ها در انواع مختلف پوست متفاوت است.

understanding melanocytes helps in developing skin cancer treatments.

درک ملانوسیت‌ها به توسعه درمان سرطان پوست کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید