freckle

[ایالات متحده]/'frek(ə)l/
[بریتانیا]/'frɛkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لکه; یک تکه کوچک از رنگ قهوه‌ای روشن بر روی پوست، غالباً به عنوان نتیجه‌ای از قرار گرفتن در معرض آفتاب
vt. باعث ایجاد لکه بر روی پوست شود
vi. لکه‌هایی بر روی پوست توسعه یابد

جملات نمونه

Her face was freckled all over.

صورت او پر از لکه بود.

Some people freckle more easily than others.

برخی افراد بیشتر از دیگران دچار لکه می شوند.

She had a wonderful clear skin with an attractive sprinkling of freckles.

او پوستی زیبا و شفاف با ریزش جذاب لکه داشت.

the scattering of freckles across her cheeks and forehead.

پراکندگی لکه ها روی گونه ها و پیشانی او.

there was a spatter of freckles over her nose.

لکه ها روی بینی او پخش شده بودند.

The child has skinny, freckled legs with prominent knees.

کودک دارای پاهایی لاغر، لکه دار با زانوهای برجسته است.

A freckle-face blenny peeks from its reef burrow in the Solomon Islands.

یک بلنی با خال‌های روی صورت از لانه‌ی مرجانی خود در جزایر سلومن بیرون نگاه می‌کند.

3.Removal of spot: freckles, lentigines, point and flakecolored spot, melasma, coffee spot, etc.

3. از بین بردن لکه: لکه، لنتیجین، لکه رنگی نقطه ای و فلسی، ملزما، لکه قهوه ای و غیره.

The three girls were inseparable—Kivi and Blomma, blonde and freckled, quiet and assured, and their tagalong, Chavisory, a chatterbox who looked no more than five years old.

سه دختر غیرقابل جدا شدن بودند - کیوی و بلما، بلوند و لکه دار، آرام و مطمئن، و همراه آنها، چاویزوری، یک گپ زن که بیشتر از پنج سال به نظر نمی رسید.

Various chloasma, cyasma, black spot, sun spot, low-grade peeling spot, various biogliph, anti-sallow, desalinate the low-grade freckle , and those have symptoms of melanin formation.

کلوزما، سایزما، لکه سیاه، لکه آفتاب، لکه پوسته دار کم درجه، بیوگلیف، ضد زردی، لکه کم درجه را غیرفعال کنید، و کسانی که علائم تشکیل ملانین دارند.

نمونه‌های واقعی

He could have counted the freckles on her nose.

او می‌توانست تعداد لکه‌های صورت او را بشمارد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

They have a freckle on their neck.

آنها یک لکه روی گردن خود دارند.

منبع: Love Story

My favorite physical quality is my freckles.

مورد علاقه من از ویژگی‌های فیزیکی، لکه‌های من است.

منبع: Street interviews learning English

Hey, guys, wanna see my secret freckle?

هی، بچه‌ها، می‌خواهید لکه پنهان من را ببینید؟

منبع: Diary of a Wimpy Kid: The Original Movie

All right. Let's see this suspicious freckle.

باشه. بیایید این لکه مشکوک را ببینیم.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

Or " I like the freckles on your nose" Close?

یا "من لکه‌های بینی شما را دوست دارم." نزدیک است؟

منبع: Lost Girl Season 05

But there are not exactly five freckles here.

اما دقیقاً پنج لکه اینجا وجود ندارد.

منبع: Vox opinion

And I'm also gonna be showing you how to do the faux freckles.

و من همچنین به شما نشان خواهم داد که چگونه لکه‌های مصنوعی ایجاد کنید.

منبع: The power of makeup

Just like we don't need to care for freckles.

مانند این که نیازی نیست در مورد لکه‌ها نگران باشیم.

منبع: TED Talks (Video Edition) November 2017 Collection

What are we looking at? That blue freckle?

ما داریم به چه نگاه می‌کنیم؟ آن لکه آبی؟

منبع: Friends Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید