meliorating

[ایالات متحده]/ˈmiːliəreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmiːliəreɪtɪŋ/

ترجمه

v. فرایند بهبود یا بهتر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

meliorating conditions

بهبود شرایط

meliorating processes

بهبود فرآیندها

meliorating strategies

بهبود استراتژی‌ها

meliorating practices

بهبود شیوه‌ها

meliorating factors

بهبود عوامل

meliorating impact

بهبود تاثیر

meliorating techniques

بهبود تکنیک‌ها

meliorating measures

بهبود اقدامات

meliorating interventions

بهبود مداخلات

meliorating outcomes

بهبود نتایج

جملات نمونه

meliorating the community requires collective effort.

بهبود جامعه نیازمند تلاش جمعی است.

they are meliorating the educational system for better outcomes.

آنها در حال بهبود سیستم آموزشی برای نتایج بهتر هستند.

meliorating our health can lead to a happier life.

بهبود سلامتی ما می‌تواند منجر به یک زندگی شادتر شود.

the government is focused on meliorating infrastructure.

دولت بر بهبود زیرساخت‌ها متمرکز است.

she believes in meliorating her skills through practice.

او معتقد است که با تمرین می توان مهارت های خود را بهبود بخشید.

meliorating relationships requires patience and understanding.

بهبود روابط نیازمند صبر و درک است.

they are meliorating the environment by planting trees.

آنها با کاشت درختان در حال بهبود محیط زیست هستند.

meliorating our work processes can increase efficiency.

بهبود فرآیندهای کاری ما می تواند کارایی را افزایش دهد.

he is dedicated to meliorating the quality of life in the city.

او متعهد به بهبود کیفیت زندگی در شهر است.

meliorating communication skills is essential for success.

بهبود مهارت های ارتباطی برای موفقیت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید