elevating

[ایالات متحده]/ˈɛlɪveɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛlɪˌveɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بالا بردن یا بلند کردن چیزی به موقعیت بالاتر؛ بهبود یا ارتقاء چیزی؛ الهام بخشیدن یا بالا بردن روحیه کسی
n. مکانیزم یا دستگاه بلند کردن

عبارات و ترکیب‌ها

elevating experience

ارتقاء تجربه

elevating moments

ارتقاء لحظات

elevating thoughts

ارتقاء افکار

elevating ideas

ارتقاء ایده ها

elevating spirits

ارتقاء روحیه

elevating goals

ارتقاء اهداف

elevating performance

ارتقاء عملکرد

elevating standards

ارتقاء استانداردهای

elevating influence

ارتقاء نفوذ

elevating connections

ارتقاء ارتباطات

جملات نمونه

elevating one's skills is essential for career growth.

ارتقا دادن مهارت‌ها برای رشد شغلی ضروری است.

the new policy is aimed at elevating the quality of education.

سیاست جدید با هدف ارتقای کیفیت آموزش است.

she believes that elevating community awareness can drive change.

او معتقد است که افزایش آگاهی جامعه می‌تواند تغییر را رقم بزند.

elevating the status of women is a key goal for the organization.

ارتقای جایگاه زنان یک هدف کلیدی برای سازمان است.

they are focusing on elevating customer satisfaction levels.

آنها بر افزایش سطح رضایت مشتری تمرکز دارند.

elevating the experience of users is vital for the app's success.

ارتقای تجربه کاربران برای موفقیت برنامه حیاتی است.

the conference aims at elevating discussions on climate change.

کنفرانس با هدف ارتقای بحث‌ها در مورد تغییرات آب و هوایی است.

elevating team morale can lead to better productivity.

ارتقای روحیه تیمی می‌تواند منجر به بهره‌وری بیشتر شود.

she is dedicated to elevating the standards of her profession.

او متعهد به ارتقای استانداردهای حرفه خود است.

elevating our environmental efforts is crucial for sustainability.

ارتقای تلاش‌های زیست‌محیطی ما برای پایداری بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید