melons

[ایالات متحده]/[ˈmel.ənz]/
[بریتانیا]/[ˈmel.ənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میوه یک گیاه چپزی از خانواده گیاهان گوشتی، معمولاً دایره‌ای با پوست سخت و گوشت چرب؛ جمع میوه گوشتی؛ یک نوع میوه گوشتی، مانند گوشتی کانتالوپ یا هندوانه.

عبارات و ترکیب‌ها

eating melons

خوردن میوه توت فرنگی

sweet melons

توت فرنگی شیرین

melon seeds

دانه‌های توت فرنگی

melon patch

چمن توت فرنگی

melon rind

پوست توت فرنگی

melon festival

جشن توت فرنگی

melon baller

کسی که توت فرنگی می‌خرد

melon grower

کشاورز توت فرنگی

melon juice

شیره توت فرنگی

melon candy

شکلات توت فرنگی

جملات نمونه

we bought several juicy melons at the farmer's market.

ما چند موز میوه ی خوشمزه از بازار کشاورزی خریدیم.

the watermelon was the perfect treat on a hot summer day.

موز میوه ی خیس در یک روز گرم تابستانی بهترین لذت بود.

she sliced the cantaloupe and served it with breakfast.

او موز میوه ی کانتالوپ را نازک کرد و با صبحانه ی او سرو کرد.

he enjoys eating honeydew melons in the evening.

او در شب موز میوه ی هنیدو را می خورد.

the melon patch was overflowing with ripe fruit.

موز میوه ی زیادی در گلخانه ی موز میوه ی رسیده بود.

they carefully selected the best melons for their fruit salad.

آنها به دقت بهترین موز میوه ی را برای سالاد میوه ی خود انتخاب کردند.

the farmer grows a variety of melons each year.

کشاورز هر سال چند نوع موز میوه را کاشت می کند.

the aroma of ripe melons filled the air.

بوی موز میوه ی رسیده فضای را پر کرد.

she pitted the melons before cutting them into cubes.

او قبل از اینکه موز میوه ی را به مکعب ها تبدیل کند، هسته ها را خارج کرد.

the children loved eating chilled watermelon on a picnic.

بچه ها دوست داشتند موز میوه ی خنک را در یک جمع گروهی بخورند.

he compared the sweetness of different melon varieties.

او شیرینی موز میوه ی متفاوت را با هم مقایسه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید