mementoes

[ایالات متحده]/mɪˈmɛn.təʊz/
[بریتانیا]/mɪˈmɛn.toʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء نگهداری شده به عنوان یادآوری از افراد، رویدادها یا مکان‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

cherished mementoes

اشیاء گرانبها

personal mementoes

اشیاء شخصی

souvenir mementoes

اشیاء یادگاری

family mementoes

اشیاء خانوادگی

sentimental mementoes

اشیاء احساسی

travel mementoes

اشیاء سفر

special mementoes

اشیاء ویژه

memorable mementoes

اشیاء به یاد ماندنی

historic mementoes

اشیاء تاریخی

unique mementoes

اشیاء منحصر به فرد

جملات نمونه

she kept all her travel mementoes in a special box.

او تمام یادگاری‌های سفرش را در یک جعبه خاص نگه داشت.

the museum displayed mementoes from the historic event.

موزه یادگاری‌های مربوط به آن رویداد تاریخی را به نمایش گذاشت.

he gave her a memento to remember their time together.

او به او یک یادگاری داد تا زمان‌هایی که با هم گذراندند را به یاد بیاورد.

many people collect mementoes from concerts and festivals.

بسیاری از مردم یادگاری از کنسرت‌ها و جشنواره‌ها جمع‌آوری می‌کنند.

these mementoes remind me of my childhood.

این یادگاری‌ها من را به دوران کودکی‌ام یاد می‌کنند.

she cherished the mementoes from her late grandmother.

او یادگاری‌های مادربزرگ مرحومش را گرامی می‌داشت.

we exchanged mementoes as a sign of our friendship.

ما به عنوان نشانه دوستی خود، با یکدیگر یادگاری تبادل کردیم.

the wedding mementoes were beautifully crafted.

یادگاری‌های عروسی به زیبایی ساخته شده بودند.

he found mementoes of his travels in old boxes.

او یادگاری‌های سفرش را در جعبه‌های قدیمی پیدا کرد.

they created mementoes to celebrate their anniversary.

آنها برای بزرگداشت سالگرد ازدواج خود، یادگاری ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید