memorizes

[ایالات متحده]/ˈmɛm.ə.raɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈmɛm.əˌraɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به خاطر سپردن

عبارات و ترکیب‌ها

memorizes facts

به خاطر سپردن حقایق

memorizes names

به خاطر سپردن نام‌ها

memorizes lessons

به خاطر سپردن دروس

memorizes information

به خاطر سپردن اطلاعات

memorizes details

به خاطر سپردن جزئیات

memorizes lines

به خاطر سپردن خطوط

memorizes songs

به خاطر سپردن آهنگ‌ها

memorizes numbers

به خاطر سپردن اعداد

memorizes formulas

به خاطر سپردن فرمول‌ها

memorizes poems

به خاطر سپردن شعرها

جملات نمونه

she memorizes all the important dates for the project.

او تمام تاریخ‌های مهم پروژه را به خاطر می‌سپارد.

he memorizes lines for the play every night.

او هر شب برای نمایش خطوط را به خاطر می‌سپارد.

the student memorizes vocabulary words for the exam.

دانشجو واژگان را برای امتحان به خاطر می‌سپارد.

she memorizes the lyrics of her favorite songs.

او متن ترانه‌های مورد علاقه خود را به خاطر می‌سپارد.

he memorizes the names of all his classmates.

او نام تمام همکلاسی‌های خود را به خاطر می‌سپارد.

the child memorizes multiplication tables quickly.

کودک جداول ضرب را به سرعت به خاطر می‌سپارد.

she memorizes her speech before the presentation.

او سخنرانی خود را قبل از ارائه به خاطر می‌سپارد.

he memorizes the map to find his way easily.

او نقشه را به خاطر می‌سپارد تا به راحتی راه خود را پیدا کند.

the athlete memorizes the routine for the competition.

ورزشکار روتین مسابقه را به خاطر می‌سپارد.

she memorizes recipes to cook for her family.

او دستور العمل پخت غذا برای خانواده‌اش را به خاطر می‌سپارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید