digital imprints
اثر دیجیتال
footprint imprints
اثر رد پا
memory imprints
اثر حافظه
cultural imprints
اثر فرهنگی
lasting imprints
اثر پایدار
imprints matter
اثرگذاری مهم است
imprints reveal
اثرها آشکار میکنند
imprints define
اثرها تعریف میکنند
imprints shape
اثرها شکل میدهند
imprints fade
اثرها محو میشوند
her experiences left deep imprints on her personality.
تجربههای اوّل وی تأثیرات عمیقی بر روی شخصیت او گذاشت.
childhood memories often create lasting imprints in our minds.
خاطرات دوران کودکی اغلب تأثیرات ماندگاری در ذهن ما ایجاد میکنند.
the artist's style has imprints of traditional techniques.
سبک هنرمند دارای تأثیراتی از تکنیکهای سنتی است.
footprints in the sand are temporary imprints of our journey.
ردپای روی ماسهها، تأثیرات موقتی سفر ما هستند.
his words left imprints of wisdom on the audience.
کلمات او تأثیراتی از خرد را بر روی مخاطبان گذاشت.
the imprints of history can be seen in the old buildings.
میتوان تأثیرات تاریخ را در ساختمانهای قدیمی مشاهده کرد.
she made imprints on the fabric with her unique design.
او با طرح منحصر به فرد خود، تأثیراتی بر روی پارچه ایجاد کرد.
imprints of our past shape our future decisions.
تأثیرات گذشته ما، تصمیمات آینده ما را شکل میدهند.
the imprints of a child's hand are cherished by parents.
تأثیرات دست یک کودک توسط والدین مورد توجه قرار میگیرد.
nature leaves imprints on the landscape over time.
طبیعت در طول زمان، تأثیراتی بر روی چشمانداز میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید