meeting memos
یادداشتهای جلسات
internal memos
یادداشتهای داخلی
daily memos
یادداشتهای روزانه
reminder memos
یادداشتهای یادآوری
confidential memos
یادداشتهای محرمانه
urgent memos
یادداشتهای فوری
project memos
یادداشتهای پروژه
status memos
یادداشتهای وضعیت
action memos
یادداشتهای اقدام
summary memos
یادداشتهای خلاصه
she wrote several memos to clarify the project details.
او چندین یادداشت برای روشن شدن جزئیات پروژه نوشت.
he keeps all his memos organized in a folder.
او همه یادداشت های خود را به طور مرتب در یک پوشه نگه می دارد.
the manager distributed memos to the entire team.
مدیر یادداشت ها را بین کل تیم توزیع کرد.
make sure to read the memos before the meeting.
مطمئن شوید قبل از جلسه یادداشت ها را بخوانید.
she relies on memos to remember important tasks.
او برای به خاطر سپردن وظایف مهم به یادداشت ها متکی است.
all memos should be dated for reference.
همه یادداشت ها باید برای ارجاع تاریخ گذاری شوند.
he sent out memos regarding the new policy changes.
او یادداشتی در مورد تغییرات سیاست جدید ارسال کرد.
the memos contained critical information for the project.
یادداشت ها حاوی اطلاعات مهم برای پروژه بودند.
she prefers digital memos over handwritten notes.
او ترجیح می دهد یادداشت های دیجیتال را به یادداشت های دست نویس ترجیح دهد.
it's important to keep memos concise and clear.
مهم است که یادداشت ها مختصر و واضح باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید