a mendacious statement
یک اظهار نظر دروغگو
submitted a mendacious insurance claim.
یک ادعای بیمه دروغگو ارائه کرد.
a mendacious statement.See Synonyms at dishonest
یک اظهار نظر نادرست. مترادف ها را در نامريد ببینید
Even when she is not being overtly mendacious,she tinkers with the truth.
حتی زمانی که به طور آشکارا دروغ نمیگوید، با حقیقت بازی میکند.
Some reckon its failure to unearth masses of new information is down to a mix of mendacious reticence on the part of key witnesses and the pusillanimity of their inquisitors.
برخی معتقدند که ناتوانی آن در کشف تودههای جدید اطلاعات به دلیل ترکیبی از اکراه دروغگو از سوی شاهدان کلیدی و حقارت متحصره بازجویان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید