veracious

[ایالات متحده]/vəˈreɪʃəs/
[بریتانیا]/vəˈreɪʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صادق; راستگو
adv. به صورت صادقانه
n. صداقت

عبارات و ترکیب‌ها

veracious account

گزارش صادقانه

veracious source

منبع صادق

veracious statement

اظهارۀ صادقانه

veracious witness

شهادت صادق

veracious report

گزارش صادقانه

veracious narrative

روایت صادقانه

veracious information

اطلاعات صادقانه

veracious character

شخصیت صادق

veracious claim

ادعای صادقانه

veracious testimony

شهادت صادق

جملات نمونه

the journalist is known for her veracious reporting.

خبرنگار به خاطر گزارش‌دهی صادقانه خود شناخته شده است.

he has a veracious memory for details.

او حافظه دقیقی برای جزئیات دارد.

her veracious nature makes her a trustworthy friend.

طبع صادقانه او باعث می‌شود دوست قابل اعتمادی باشد.

the historian provided a veracious account of the events.

تاریخ‌نگار گزارشی صادقانه از وقایع ارائه داد.

it's important to have veracious sources for your research.

برای تحقیق خود داشتن منابع معتبر مهم است.

he is known for his veracious commentary on political issues.

او به خاطر اظهارات صادقانه خود در مورد مسائل سیاسی شناخته شده است.

her veracious statements were backed by solid evidence.

اظهارات صادقانه او با شواهد قوی تایید شد.

in a world full of lies, being veracious is a rare quality.

در دنیایی پر از دروغ، صادق بودن یک ویژگی نادر است.

we need veracious feedback to improve our services.

ما به بازخورد صادقانه برای بهبود خدمات خود نیاز داریم.

his veracious insights into the market are highly valued.

بینش‌های صادقانه او در مورد بازار بسیار ارزشمند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید