mercado

[ایالات متحده]/mɜːˈkɑːdəʊ/
[بریتانیا]/mɜrˈkɑːdoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازار; نقطه فروش; شرایط بازار

عبارات و ترکیب‌ها

mercado abierto

بازار آزاد

mercado negro

بازار سیاه

mercado global

بازار جهانی

mercado local

بازار محلی

mercado laboral

بازار کار

mercado objetivo

بازار هدف

mercado financiero

بازار مالی

mercado de valores

بازار سهام

mercado de consumo

بازار مصرف

mercado emergente

بازار نوظهور

جملات نمونه

the mercado is bustling with activity.

بازار مملو از فعالیت است.

she bought fresh vegetables at the mercado.

او سبزیجات تازه از بازار خرید.

the mercado offers a variety of local products.

بازار انواع محصولات محلی ارائه می دهد.

we enjoyed the vibrant atmosphere of the mercado.

ما از فضای پر جنب و جوش بازار لذت بردیم.

he sells handmade crafts at the mercado.

او صنایع دستی دست ساز در بازار می فروشد.

the mercado is a great place to meet locals.

بازار یک مکان عالی برای ملاقات با مردم محلی است.

they often host events at the mercado.

آنها اغلب رویدادها را در بازار برگزار می کنند.

shopping at the mercado can be a fun experience.

خرید در بازار می تواند یک تجربه سرگرم کننده باشد.

the mercado opens early in the morning.

بازار صبح زود باز می شود.

she loves exploring different stalls at the mercado.

او عاشق کاوش در غرفه های مختلف در بازار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید