merchantability

[ایالات متحده]/ˌmɜːtʃənˈtæbɪləti/
[بریتانیا]/ˌmɜːrtʃənˈtæbɪləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی که قابل فروش بودن کالا یا خدمات را نشان می‌دهد؛ قابلیتی که کالا یا خدمات به آسانی قابل فروش باشند.
Word Forms

جملات نمونه

the implied warranty of merchantability ensures that products meet basic quality standards.

ضمانت ضمنی قابلیت فروش تضمین می‌کند که محصولات از استانداردهای کیفیت اساسی برخوردار باشند.

buyers expect merchantability and fitness for a particular purpose when purchasing goods.

خریداران انتظار می‌رود که کالاها در هنگام خرید، قابلیت فروش و تناسب با هدف خاصی داشته باشند.

the contract explicitly defines the conditions of merchantability for the merchandise.

قرارداد به طور صریح شرایط قابلیت فروش برای کالاها را تعریف می‌کند.

courts often evaluate merchantability when determining product liability cases.

دادگاه‌ها اغلب قابلیت فروش را در تعیین پرونده‌های مسئولیت محصول ارزیابی می‌کنند.

a breach of merchantability can result in significant legal consequences for sellers.

نقض قابلیت فروش می‌تواند منجر به عواقب قانونی قابل توجه برای فروشندگان شود.

manufacturers must guarantee the merchantability of their products under consumer protection laws.

تولیدکنندگان باید قابلیت فروش محصولات خود را تحت قوانین حمایت از مصرف‌کننده تضمین کنند.

the standard of merchantability varies across different jurisdictions and industries.

استاندارد قابلیت فروش در حوزه‌های قضایی و صنایع مختلف متفاوت است.

sellers cannot disclaim the implied warranty of merchantability in some jurisdictions.

فروشندگان نمی‌توانند ضمانت ضمنی قابلیت فروش را در برخی حوزه‌های قضایی سلب کنند.

the product failed to meet basic merchantability requirements due to manufacturing defects.

محصول به دلیل نقص در تولید، الزامات اساسی قابلیت فروش را برآورده نکرد.

documentation should clearly specify the merchantability criteria for international shipments.

مستندات باید به وضوح معیارهای قابلیت فروش برای حمل و نقل بین‌المللی را مشخص کند.

consumer advocates argue that merchantability standards should be strengthened.

فعالان حمایت از مصرف‌کننده استدلال می‌کنند که استانداردهای قابلیت فروش باید تقویت شوند.

the expert witness testified about the technical requirements for merchantability.

شهود متخصص در مورد الزامات فنی قابلیت فروش شهادت داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید