unsalability

[ایالات متحده]/ˌʌnˌseɪləˈbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌʌnˌseɪləˈbɪlɪti/

ترجمه

n. کیفیتی یا حالتی که کالایی غیرقابل فروش باشد؛ ناتوانی در فروش دادن.

جملات نمونه

the unsalability of vintage electronics has increased due to rapid technological advancement.

ناقابل فروش بودن وسایل الکترونیکی قدیمی به دلیل پیشرفت سریع فناوری افزایش یافته است.

investors were shocked by the unsalability of the once-popular product line.

سرمایه گذاران از ناقابل فروش بودن خط تولیدی که زمانی محبوب بود، شوکه شدند.

the unsalability of this property stems from its remote location and poor infrastructure.

ناقابل فروش بودن این ملک ناشی از موقعیت دورافتاده و زیرساخت ضعیف آن است.

market analysts predicted the eventual unsalability of fossil fuel assets.

تحلیلگران بازار پیش بینی کردند که دارایی های سوخت فسیلی در نهایت ناقابل فروش خواهند شد.

the unsalability of counterfeit goods was proven when no buyers could be found.

ناقابل فروش بودن کالاهای تقلبی زمانی ثابت شد که هیچ خریداری یافت نشد.

due to unsalability concerns, the manufacturer reduced production significantly.

به دلیل نگرانی در مورد ناقابل فروش بودن، سازنده به طور قابل توجهی تولید را کاهش داد.

the unsalability of seasonal items increases dramatically after peak demand ends.

ناقابل فروش بودن اقلام فصلی پس از پایان اوج تقاضا به طور چشمگیری افزایش می یابد.

economic recession led to the complete unsalability of luxury real estate.

رکود اقتصادی منجر به ناقابل فروش بودن کامل املاک لوکس شد.

sellers were forced to accept massive losses due to the unsalability of their inventory.

فروشندگان مجبور شدند به دلیل ناقابل فروش بودن موجودی آنها، ضررهای هنگفتی را متحمل شوند.

the report highlighted the inherent unsalability of certain patent-protected technologies.

گزارش ناقابل فروش بودن ذاتی برخی از فناوری های محافظت شده توسط حق ثبت اختراع را برجسته کرد.

policy changes contributed to the unsalability of previously valuable carbon credits.

تغییرات سیاست ها به ناقابل فروش بودن اعتبارات کربن ارزشمند قبلی کمک کرد.

storage costs eventually exceeded the potential value due to the unsalability of perishable goods.

هزینه های نگهداری در نهایت به دلیل ناقابل فروش بودن کالاهای فاسد شدنی از ارزش بالقوه بیشتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید