merchantmen

[ایالات متحده]/'mɜːtʃ(ə)ntmən/
[بریتانیا]/'mɝtʃəntmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشتی تجاری، تاجر.

جملات نمونه

a merchantman; a man-of-war.

یک کشتی تجاری؛ یک کشتی جنگی

The merchantman traded goods across the seas.

کشتی تجاری کالاهای خود را در سراسر دریاها مبادله می‌کرد.

The merchantman docked at the port to unload its cargo.

کشتی تجاری برای تخلیه بار خود در بندر پهلو گرفت.

Pirates often targeted merchantmen for their valuable cargo.

دزدان دریایی اغلب کشتی‌های تجاری را به دلیل بار ارزشمندشان هدف قرار می‌دادند.

The merchantman was well-equipped to handle long voyages.

کشتی تجاری به خوبی مجهز بود تا بتواند سفرهای طولانی را انجام دهد.

The merchantman's crew worked tirelessly to ensure the safe delivery of goods.

خدمه کشتی تجاری به طور خستگی‌ناپذیر برای اطمینان از تحویل ایمن کالاها تلاش می‌کردند.

The merchantman encountered rough seas during its journey.

کشتی تجاری در طول سفر خود با آب‌های خروشان مواجه شد.

The merchantman was known for its efficient trade routes.

کشتی تجاری به دلیل مسیرهای تجاری کارآمد خود مشهور بود.

The merchantman's captain was experienced in navigating treacherous waters.

کاپیتان کشتی تجاری تجربه زیادی در پیمایش آب‌های خطرناک داشت.

The merchantman was a common sight in the bustling port city.

کشتی تجاری منظره رایجی در شهر بندری پرجنب‌وجوش بود.

The merchantman's arrival brought a boost to the local economy.

ورود کشتی تجاری باعث رونق اقتصاد محلی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید