merrymaker

[ایالات متحده]/ˈmɛr.iˌmeɪ.kər/
[بریتانیا]/ˈmɛr.iˌmeɪ.kɚ/

ترجمه

n. شخصی که از جشن‌ها و مراسم لذت می‌برد

عبارات و ترکیب‌ها

party merrymaker

شرکت کننده شاد

holiday merrymaker

جشن کننده تعطیلات

festive merrymaker

جشن‌پرداز

merrymaker spirit

روحیه جشن‌پرداز

merrymaker at heart

در دل جشن‌پرداز

merrymaker's joy

شادی جشن‌پرداز

merrymaker role

نقش جشن‌پرداز

merrymaker vibe

فضای جشن‌پرداز

merrymaker tradition

آدتم جشن‌پردازی

merrymaker gathering

همایش جشن‌پردازان

جملات نمونه

the party was filled with merrymakers dancing all night.

جشن با رقصندگان شاد در تمام طول شب پر بود.

as a merrymaker, she always knows how to lift everyone's spirits.

به عنوان یک رقصنده شاد، او همیشه می داند چگونه روحیه همه را بالا ببرد.

merrymakers gathered in the town square for the festival.

رقصندگان شاد برای جشنواره در میدان شهر جمع شدند.

he was the life of the party, a true merrymaker.

او روح جشن بود، یک رقصنده شاد واقعی.

the merrymaker's laughter echoed through the hall.

خنده رقصنده شاد در سالن طنین انداز شد.

everyone wanted to be friends with the merrymaker.

همه می خواستند با رقصنده شاد دوست باشند.

her role as a merrymaker brought joy to many.

نقش او به عنوان یک رقصنده شاد شادی را برای بسیاری به ارمغان آورد.

the merrymaker entertained guests with fun games.

رقصنده شاد با بازی های سرگرم کننده مهمانان را سرگرم کرد.

in every celebration, a merrymaker is essential.

در هر جشن، یک رقصنده شاد ضروری است.

the merrymaker's costume was the highlight of the event.

لباس رقصنده شاد اوج این رویداد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید