court jester
دلقک دربار
a court jester; court records.
دلقک دربار؛ سوابق دادگاه
Jester: Zowie, that was close!
جستر: زووی، خیلی نزدیک بود!
The jester brandished his bauble.
دلقک حركتي با زينتپردازياش انجام داد.
Jester: You want to know why the speel didn't break, hmm, Vergil?
جستر: میخوای بدونی چرا طلسم نشکست، هوم، ورگیل؟
a jester dressed in motley; the painted desert,; a particolored dress; a piebald horse; pied daisies.
یک شعبدهباز با لباسهای رنگارنگ؛ صحرای نقاشی شده؛ یک لباس چند رنگه؛ یک اسب رنگ با رنگ؛ گلهای تاجریزی.
9. a jester dressed in motley; the painted desert,; a particolored dress; a piebald horse; pied daisies.
9. یک شعبدهباز با لباسهای رنگارنگ؛ صحرای نقاشی شده؛ یک لباس چند رنگه؛ یک اسب رنگ با رنگ؛ گلهای تاجریزی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید