mesmerists

[ایالات متحده]/ˈmɛzmərɪst/
[بریتانیا]/ˈmɛzmərɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که مزمریسم را تمرین می‌کند؛ هیپنوتیست

عبارات و ترکیب‌ها

skilled mesmerist

چیره دستی

famous mesmerist

مشاور معروف

talented mesmerist

چیره دست

mesmerist techniques

تکنیک های هیپنوتیزم

master mesmerist

استاد هیپنوتیزم

mesmerist show

نمایش هیپنوتیزم

renowned mesmerist

معروف

mesmerist skills

مهارت های هیپنوتیزم

mesmerist art

هنر هیپنوتیزم

experienced mesmerist

با تجربه

جملات نمونه

the mesmerist captivated the audience with his skills.

یک مسحور کننده با مهارت‌های خود مخاطبان را مجذوب خود کرد.

many believe that a mesmerist can heal emotional trauma.

بسیاری معتقدند که یک مسحور کننده می‌تواند آسیب‌های عاطفی را درمان کند.

she felt like a mesmerist when she spoke to the crowd.

وقتی با جمعیت صحبت می‌کرد، احساس می‌کرد مثل یک مسحور کننده است.

the mesmerist's voice was soothing and hypnotic.

صدای مسحور کننده آرامش بخش و هیپنوتیزم بود.

he studied the techniques of a famous mesmerist.

او تکنیک‌های یک مسحور کننده مشهور را مطالعه کرد.

the mesmerist demonstrated his abilities on stage.

مسحور کننده توانایی‌های خود را روی صحنه به نمایش گذاشت.

people flocked to see the mesmerist perform.

مردم برای دیدن اجرای مسحور کننده ازدحام شده بودند.

she was fascinated by the art of the mesmerist.

او مجذوب هنر مسحور کردن شد.

the mesmerist helped her overcome her fears.

مسحور کننده به او کمک کرد تا بر ترس‌هایش غلبه کند.

his reputation as a mesmerist grew quickly.

شهرت او به عنوان یک مسحور کننده به سرعت رشد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید