showman

[ایالات متحده]/'ʃəʊmən/
[بریتانیا]/'ʃomən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میزبان یا مجری نمایش‌های تئاتری و موسیقی؛ شخصی که در جلب توجه مهارت دارد

جملات نمونه

He was a master showman, and he knew human nature.

او یک نمایش‌دهنده ماهر بود و طبیعت انسان را می‌شناخت.

He is a talented showman who knows how to captivate an audience.

او یک نمایش‌دهنده بااستعداد است که می‌داند چگونه مخاطبان را مجذوب کند.

The showman amazed everyone with his magic tricks.

نمایش‌دهنده با شعبده‌هایش همه را شگفت‌زده کرد.

As a showman, he always puts on a great performance.

به عنوان یک نمایش‌دهنده، او همیشه یک اجرای عالی ارائه می‌دهد.

The circus showman announced the next act with enthusiasm.

نمایش‌دهنده سیرک با اشتیاق پرده بعدی را اعلام کرد.

The famous showman will be performing live on stage tonight.

نمایش‌دهنده مشهور امشب به طور زنده روی صحنه اجرا خواهد کرد.

The showman's charismatic personality shines through in his performances.

شخصیت کاریزماتیک نمایش‌دهنده در اجراهایش به خوبی نمایان می‌شود.

The talented showman can juggle, sing, and dance all at once.

نمایش‌دهنده بااستعداد می‌تواند همزمان شعبده‌بازی کند، بخواند و برقصد.

The showman's grand entrance set the tone for the entire performance.

ورود باشکوه نمایش‌دهنده لحن کل اجرا را تعیین کرد.

The showman's energy and enthusiasm are contagious to the audience.

انرژی و اشتیاق نمایش‌دهنده برای مخاطبان مسری است.

The showman's ability to engage the crowd makes him a crowd favorite.

توانایی نمایش‌دهنده در جلب توجه جمعیت باعث شده است که او مورد علاقه مردم باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید