spellbinder

[ایالات متحده]/ˈspɛlˌbaɪndər/
[بریتانیا]/ˈspɛlˌbaɪndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سخنران که مخاطب را مجذوب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

spellbinder performance

اجایب‌نمایی

spellbinder story

داستان جذاب

spellbinder speech

سخنرانی مسحورکننده

spellbinder moment

لحظه جادویی

spellbinder talent

استعداد مسحورکننده

spellbinder effect

اثر مسحورکننده

spellbinder presence

حضور مسحورکننده

spellbinder act

اجرا

spellbinder charm

جاذبه

جملات نمونه

her speech was a spellbinder that captivated the audience.

سخنرانی او یک مسحورکننده بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the magician's performance was a real spellbinder.

اجرای جادوگر یک مسحورکننده واقعی بود.

he has a spellbinder quality that draws people in.

او یک ویژگی مسحورکننده دارد که افراد را به خود جذب می کند.

the novel was a spellbinder, keeping me up all night.

رمان یک مسحورکننده بود و مرا تا دیروقت بیدار نگه داشت.

her storytelling was a spellbinder, enchanting everyone.

داستان سرایی او یک مسحورکننده بود و همه را مجذوب خود کرد.

the film was a spellbinder that left a lasting impression.

فیلم یک مسحورکننده بود که تأثیر ماندگاری گذاشت.

his charisma makes him a natural spellbinder on stage.

جاذبه او باعث می شود که او به طور طبیعی روی صحنه یک مسحورکننده باشد.

the concert was a spellbinder, full of energy and emotion.

اجرای کنسرت یک مسحورکننده بود، پر از انرژی و احساس.

she delivered a spellbinder performance that wowed the crowd.

او یک اجرای مسحورکننده ارائه داد که باعث حیرت تماشاچیان شد.

his lecture was a spellbinder, making complex topics easy to understand.

سخنرانی او یک مسحورکننده بود و موضوعات پیچیده را به راحتی قابل درک می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید