mesophile

[ایالات متحده]/ˈmɛsəʊfaɪl/
[بریتانیا]/ˈmɛsoʊfaɪl/

ترجمه

adj. موجود زنده‌ای که در دماهای متعادل رشد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

mesophile bacteria

باکتری‌های مزوفیل

mesophile organisms

موجودات مزوفیل

mesophile growth

رشد مزوفیل

mesophile environment

محیط مزوفیل

mesophile species

گونه‌های مزوفیل

mesophile conditions

شرایط مزوفیل

mesophile culture

کشت مزوفیل

mesophile adaptation

سازگاری مزوفیل

mesophile habitats

زیستگاه‌های مزوفیل

mesophile diversity

تنوع مزوفیل

جملات نمونه

mesophiles thrive in moderate temperatures.

میکروارگانیسم‌های مزوفیل در دماهای متوسط رشد می‌کنند.

mesophiles play a crucial role in composting.

میکروارگانیسم‌های مزوفیل نقش مهمی در کمپوست ایفا می‌کنند.

many mesophiles are found in soil.

بسیاری از میکروارگانیسم‌های مزوفیل در خاک یافت می‌شوند.

mesophiles are important for nutrient cycling.

میکروارگانیسم‌های مزوفیل برای چرخه مواد مغذی مهم هستند.

some mesophiles can survive in extreme conditions.

برخی از میکروارگانیسم‌های مزوفیل می‌توانند در شرایط شدید زنده بمانند.

mesophiles are often used in biotechnological applications.

میکروارگانیسم‌های مزوفیل اغلب در کاربردهای بیوتکنولوژیکی استفاده می‌شوند.

mesophiles contribute to the breakdown of organic matter.

میکروارگانیسم‌های مزوفیل به تجزیه مواد آلی کمک می‌کنند.

understanding mesophiles can improve agricultural practices.

درک میکروارگانیسم‌های مزوفیل می‌تواند به بهبود شیوه‌های کشاورزی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید