messianism

[ایالات متحده]/ˈmɛsɪəˌnɪz(ə)m/
[بریتانیا]/ˈmɛsɪəˌnɪz(ə)m/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باور به آمدن قریب‌الوقوع یک مسیحا؛ ایمان به آمدن یک نجات‌دهنده

عبارات و ترکیب‌ها

religious messianism

تعصب مذهبی

political messianism

تعصب سیاسی

secular messianism

تعصب سکولار

messianism ideology

ایدئولوژی منتظرگرایی

cultural messianism

منتظرگرایی فرهنگی

messianism beliefs

باورهای منتظرگرایانه

messianism theory

نظریه منتظرگرایی

messianism movement

جنبش منتظرگرایی

messianism concept

مفهوم منتظرگرایی

messianism perspective

دیدگاه منتظرگرایانه

جملات نمونه

his belief in messianism shaped his political ideology.

باور او به منجی‌گرایی، ایدئولوژی سیاسی او را شکل داد.

messianism often appears in religious discussions.

منجی‌گرایی اغلب در بحث‌های مذهبی ظاهر می‌شود.

many cultures have their own interpretations of messianism.

فرهنگ‌های بسیاری تفسیر خود از منجی‌گرایی را دارند.

the concept of messianism can lead to radical movements.

مفهوم منجی‌گرایی می‌تواند منجر به جنبش‌های رادیکال شود.

messianism is often linked to utopian visions.

منجی‌گرایی اغلب با دیدگاه‌های دیستوپیایی مرتبط است.

some critics argue that messianism is dangerous.

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که منجی‌گرایی خطرناک است.

messianism can inspire hope in times of crisis.

منجی‌گرایی می‌تواند در زمان بحران امید را برانگیزد.

literature often explores themes of messianism.

ادبیات اغلب مضامین منجی‌گرایی را بررسی می‌کند.

messianism has influenced various social movements.

منجی‌گرایی بر جنبش‌های اجتماعی مختلف تأثیر گذاشته است.

understanding messianism requires a historical perspective.

درک منجی‌گرایی مستلزم یک دیدگاه تاریخی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید