messuages

[ایالات متحده]/ˈmɛsjuːɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈmɛsjuːɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خانه مسکونی و زمین آن؛ ملک مسکونی

عبارات و ترکیب‌ها

messuage property

مالکیت املاک

messuage deed

سند ملک

messuage rights

حقوق ملک

messuage lease

اجاره ملک

messuage sale

فروش ملک

messuage transfer

انتقال ملک

messuage valuation

ارزش‌گذاری ملک

messuage mortgage

رهن ملک

messuage survey

بررسی ملک

messuage ownership

مالکیت

جملات نمونه

the old messuage was full of history and charm.

خانه‌ی قدیمی پر از تاریخ و جذابیت بود.

they decided to renovate the messuage into a boutique hotel.

آنها تصمیم گرفتند خانه‌ی قدیمی را به یک هتل بوتیک بازسازی کنند.

he inherited a large messuage from his grandparents.

او یک خانه‌ی قدیمی بزرگ را از پدربزرگ و مادربزرگش به ارث برد.

the messuage was surrounded by beautiful gardens.

خانه‌ی قدیمی توسط باغ‌های زیبا احاطه شده بود.

she loves to host parties in her spacious messuage.

او عاشق برگزاری مهمانی در خانه‌ی قدیمی جادار خود است.

the messuage was listed as a historical landmark.

خانه‌ی قدیمی به عنوان یک مکان تاریخی ثبت شده است.

after years of neglect, the messuage needed extensive repairs.

پس از سال‌ها بی‌توجهی، خانه‌ی قدیمی به تعمیرات گسترده نیاز داشت.

visitors were amazed by the grandeur of the messuage.

بازدیدکنندگان تحت تأثیر عظمت خانه‌ی قدیمی قرار گرفتند.

the messuage served as a family gathering place for generations.

خانه‌ی قدیمی برای نسل‌ها به عنوان مکانی برای دورهمی‌های خانوادگی خدمت می‌کرد.

they held a wedding ceremony in the garden of the messuage.

آنها یک مراسم عروسی را در باغ خانه‌ی قدیمی برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید