metalhead

[ایالات متحده]/ˈmɛtəlhɛd/
[بریتانیا]/ˈmɛtəlˌhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طرفدار موسیقی هوی متال
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

metalhead culture

فرهنگ متالهد

metalhead community

جامعه متالهد

metalhead lifestyle

سبک زندگی متالهد

metalhead friends

دوستان متالهد

metalhead music

موسیقی متالهد

metalhead fashion

مد متالهد

metalhead pride

افتخار متالهد

metalhead gathering

همایش متالهد

metalhead band

گروه متالهد

metalhead anthem

سرود متالهد

جملات نمونه

he is a true metalhead, always wearing band t-shirts.

او یک متالهد واقعی است، همیشه تی‌شرت‌های گروه را می‌پوشد.

metalheads often attend concerts to support their favorite bands.

متالهدها اغلب برای حمایت از گروه‌های مورد علاقه خود به کنسرت می‌روند.

being a metalhead means embracing heavy music and its culture.

متالهد بودن به معنای پذیرش موسیقی سنگین و فرهنگ آن است.

she met a fellow metalhead at the festival.

او در جشنواره با یک متالهد دیگر ملاقات کرد.

many metalheads have tattoos related to their favorite bands.

بسیاری از متالهدها تاتوهایی مرتبط با گروه‌های مورد علاقه خود دارند.

the metalhead community is known for its passionate fans.

جامعه متالهدها به دلیل طرفداران پرشور خود شناخته شده است.

he identifies as a metalhead and loves to discuss music.

او خود را متالهد می‌داند و عاشق بحث در مورد موسیقی است.

metalheads often share playlists to discover new music.

متالهدها اغلب لیست‌های پخش را برای کشف موسیقی جدید به اشتراک می‌گذارند.

she has been a metalhead since her teenage years.

او از دوران نوجوانی خود یک متالهد بوده است.

the metalhead lifestyle includes attending festivals and shows.

سبک زندگی متالهدها شامل شرکت در جشنواره‌ها و اجراها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید