I hate to see posers showing off.
من از دیدن افرادی که خودنمایی میکنند متنفرم.
He has been busy with his SMs during his interview, which in the interviewer's aspect could connotate the sickness of the poser and the improbability of intercoursing with bona fides.
او در طول مصاحبهاش با SM های خود مشغول بوده است که از نظر مصاحبهکننده میتواند نشاندهنده بیماری فرد متظاهر و غیرممکن بودن ارتباط با افراد معتبر باشد.
She's such a poser, always striking a pose for the camera.
او خیلی خودنما است، همیشه برای دوربین ژست میگیرد.
He's a poser who pretends to know everything about art.
او یک خودنماست که وانمود میکند همه چیز را در مورد هنر میداند.
Don't be a poser, just be yourself.
خودنما نباشید، فقط خودتان باشید.
The poser tried to fit in with the cool crowd at the party.
خودنما سعی کرد در مهمانی با جمع باحالها هماهنگ شود.
She's a real poser when it comes to fashion.
او در مورد مد یک خودنمای واقعی است.
He's such a poser, always showing off his expensive possessions.
او خیلی خودنماست، همیشه داراییهای گرانقیمتش را به نمایش میگذارد.
The poser tried to impress everyone with his knowledge of music.
خودنما سعی کرد با دانش موسیقی خود همه را تحت تاثیر قرار دهد.
She's not a poser, she's genuinely interested in photography.
او خودنما نیست، او به طور واقعی به عکاسی علاقه دارد.
The poser tried to act like a tough guy in front of his friends.
خودنما سعی کرد جلوی دوستانش وانمود کند که یک مرد سخت است.
He's just a poser who doesn't actually know anything about the topic.
او فقط یک خودنماست که در واقعیت در مورد آن موضوع چیزی نمیداند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید