meterage

[ایالات متحده]/ˈmiːtərɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈmiːtərɪdʒ/

ترجمه

n. اندازه‌گیری طول یا مساحت؛ هزینه اندازه‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

total meterage

متر کل

meterage calculation

محاسبه متر

meterage report

گزارش متر

meterage details

جزئیات متر

meterage requirements

الزامات متر

exact meterage

متر دقیق

meterage units

واحد متر

meterage limits

محدودیت های متر

meterage standards

استانداردهای متر

meterage analysis

تجزیه و تحلیل متر

جملات نمونه

the meterage of the room is larger than i expected.

متراژ اتاق بزرگتر از آن چیزی است که انتظار داشتم.

we need to calculate the meterage for the new carpet.

ما باید متراژ فرش جدید را محاسبه کنیم.

the meterage of the land will affect the price.

متراژ زمین بر قیمت تأثیر خواهد گذاشت.

she measured the meterage before buying the furniture.

او قبل از خرید مبلمان متراژ را اندازه گیری کرد.

they are selling the house based on its meterage.

آنها خانه را بر اساس متراژ آن می فروشند.

the architect provided the meterage for the new design.

معمار متراژ را برای طرح جدید ارائه داد.

understanding meterage is crucial for construction projects.

درک متراژ برای پروژه های ساختمانی بسیار مهم است.

we need to confirm the meterage before finalizing the contract.

ما باید قبل از نهایی کردن قرارداد متراژ را تایید کنیم.

the meterage of the garden is perfect for hosting events.

متراژ باغ برای برگزاری رویدادها عالی است.

he is skilled at estimating meterage for various projects.

او در تخمین متراژ برای پروژه های مختلف مهارت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید