mewing

[ایالات متحده]/ˈmjuːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmjuːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری mew، به معنای ایجاد صدایی مانند گربه یا پرنده دریایی

عبارات و ترکیب‌ها

mewing technique

تکنیک میوینگ

mewing benefits

مزایای میوینگ

mewing exercises

تمرینات میوینگ

mewing results

نتایج میوینگ

mewing method

روش میوینگ

mewing practice

تمرین میوینگ

mewing advice

نصیحت های میوینگ

mewing tips

نکات میوینگ

mewing community

جامعه میوینگ

mewing awareness

آگاهی از میوینگ

جملات نمونه

the kitten was mewing softly in the corner.

گربه کوچولو به آرامی در گوشه ای میانه می کرد.

she heard the mewing of the cat outside her window.

او صدای میانه کردن گربه را بیرون از پنجره اش شنید.

the mother cat responded to her mewing kittens.

گربه مادر به میانه کردن بچه گربه هایش پاسخ داد.

he couldn't sleep because of the mewing noise.

او به دلیل صدای میانه کردن نمی توانست بخوابد.

the mewing sound indicated that the cat was hungry.

صدای میانه کردن نشان می داد که گربه گرسنه است.

they found the mewing kitten abandoned in the alley.

آنها بچه گربه میانه کننده را که در کوچه رها شده بود پیدا کردند.

her mewing voice was adorable and sweet.

صدای میانه کردن او دوست داشتنی و شیرین بود.

after hearing the mewing, they decided to adopt a cat.

پس از شنیدن صدای میانه کردن، آنها تصمیم گرفتند یک گربه را به فرزندی بگیرند.

the mewing echoed through the empty house.

صدای میانه کردن در خانه خالی طنین انداز شد.

he picked up the mewing kitten and comforted it.

او بچه گربه میانه کننده را برداشت و آن را آرام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید