mexitil

[ایالات متحده]//ˈmɛksɪtɪl//
[بریتانیا]//ˈmɛksɪtɪl//

ترجمه

n. مکسیلیتین (دارویی که برای درمان ناهمواری در ضربان قلب استفاده می‌شود)
شکل‌های واژه
جمعmexitils

جملات نمونه

mexitil is prescribed for ventricular arrhythmias

مکسیتیل برای اریتمی‌های جُریحی قلب تجویز می‌شود

the patient was started on mexitil therapy

بیمار درمان با مکسیتیل را شروع کرد

mexitil dosage should be adjusted carefully

دوز مکسیتیل باید با دقت تنظیم شود

mexitil may cause gastrointestinal side effects

مکسیتیل ممکن است عوارض جانبی گوارشی ایجاد کند

regular monitoring is essential during mexitil treatment

در طول درمان با مکسیتیل نظارت منظم ضروری است

mexitil should be taken with food

مکسیتیل باید با غذا مصرف شود

the doctor prescribed mexitil to control irregular heartbeat

دکتر مکسیتیل را برای کنترل ضربان قلب نامنظم تجویز کرد

mexitil works by stabilizing heart rhythm

مکسیتیل با ثابت نگه داشتن ضربان قلب کار می‌کند

patients should not stop mexitil abruptly

بیماران نباید به طور ناگهانی مصرف مکسیتیل را متوقف کنند

mexitil interacts with certain medications

مکسیتیل با برخی داروها تعامل دارد

mexitil blood levels should be monitored regularly

سطح خونی مکسیتیل باید به طور منظم نظارت شود

mexitil is available in capsule form

مکسیتیل به صورت کپسول در دسترس است

mexitil has shown effectiveness in clinical trials

مکسیتیل در آزمایش‌های بالینی اثربخشی نشان داده است

the mexitil prescription requires regular follow-up

تجویز مکسیتیل نیاز به پیگیری منظم دارد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید