micas

[ایالات متحده]/[ˈmaɪkəs]/
[بریتانیا]/[ˈmaɪkəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سنگ تبدیل شده؛ یک معدن که سیلیکات‌های لایه‌ای را شامل می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

mica sheets

برگ‌های میکا

mica powder

پودر میکا

mica mining

کاشفیت میکا

mica flakes

رقیق‌های میکا

mica source

منابع میکا

mica industry

صنعت میکا

mica uses

کاربرد‌های میکا

mica properties

خواص میکا

mica deposits

ذخایر میکا

mica production

تولید میکا

جملات نمونه

we used mica to add a shimmering effect to the eyeshadow.

ما از میکا برای ایجاد اثر لامinate در چشمم کن چشم استفاده کردیم.

the rock contained layers of colorful mica.

سنگ لایه‌هایی از میکا رنگی داشت.

mica is a common ingredient in cosmetics and paints.

میکا یک مادهٔ اولیهٔ رایج در محصولات زیبایی و رنگ‌ها است.

the mica flakes reflected the sunlight beautifully.

دانه‌های میکا نور خورشید را زیبایی بسیار بازتاب می‌دادند.

geologists study mica to understand rock formations.

ژئولوژیست‌ها میکا را مطالعه می‌کنند تا ساختار سنگ‌ها را درک کنند.

mica schist is a metamorphic rock rich in mica.

شیست میکا سنگی تغییر یافته‌ای است که از میکا فراوان است.

the artist incorporated mica into the sculpture for texture.

هنرمند میکا را در اثر خود برای ایجاد بافت اضافه کرد.

mica's reflective properties make it useful in electronics.

خاصیت بازتاب نور میکا آن را در الکترونیک مفید می‌کند.

we sourced high-quality mica from overseas suppliers.

ما میکا با کیفیت بالا را از تامین‌کنندگان خارجی تهیه کردیم.

the mica powder was used to create a pearlescent finish.

پودر میکا برای ایجاد پایانی نقره‌ای استفاده شد.

mica mining can have environmental impacts if not managed carefully.

اگر به دقت مدیریت نشود، استخراج میکا می‌تواند تأثیرات زیست‌محیطی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید