microgramme

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊɡræm/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊɡræm/

ترجمه

n. واحدی از جرم برابر با یک میلیونم گرم
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

microgramme dosage

دوز میکروگرم

microgramme level

سطح میکروگرم

microgramme measurement

اندازه گیری میکروگرم

microgramme concentration

غلظت میکروگرم

microgramme intake

مصرف میکروگرم

microgramme per litre

میکروگرم در لیتر

microgramme supplement

مکمل میکروگرم

microgramme analysis

تجزیه و تحلیل میکروگرم

microgramme standard

استاندارد میکروگرم

microgramme quantity

مقدار میکروگرم

جملات نمونه

the dosage of the medication is measured in microgrammes.

دوز دارو به میکروگرم اندازه‌گیری می‌شود.

scientists found a microgramme of the substance in the sample.

دانشمندان یک میکروگرم از ماده را در نمونه یافتند.

one microgramme of this vitamin can significantly improve health.

یک میکروگرم از این ویتامین می‌تواند به طور قابل توجهی سلامتی را بهبود بخشد.

the report indicated that exposure to microgrammes of pollutants is harmful.

گزارش نشان داد که قرار گرفتن در معرض میکروگرم آلاینده‌ها مضر است.

the laboratory requires precise measurements in microgrammes.

آزمایشگاه نیاز به اندازه‌گیری دقیق به میکروگرم دارد.

he took a supplement containing 100 microgrammes of iodine.

او یک مکمل حاوی 100 میکروگرم ید مصرف کرد.

microgrammes of lead were detected in the drinking water.

میکروگرم سرب در آب آشامیدنی تشخیص داده شد.

each tablet contains 250 microgrammes of active ingredient.

هر قرص حاوی 250 میکروگرم ماده فعال است.

measuring in microgrammes is essential for accurate results.

اندازه‌گیری به میکروگرم برای دستیابی به نتایج دقیق ضروری است.

the environmental study focused on microgrammes of toxins in the air.

مطالعه زیست محیطی بر روی میکروگرم سموم در هوا متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید