micrometres

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊˌmiːtə/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊˌmiːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد طول برابر با یک میلیونیم متر، نماد μm

عبارات و ترکیب‌ها

one micrometre

یک میکرومتر

ten micrometres

ده میکرومتر

micrometre scale

مقیاس میکرومتر

micrometre range

محدوده میکرومتر

micrometre measurement

اندازه گیری میکرومتر

micrometre accuracy

دقت میکرومتر

micrometre resolution

وضوح میکرومتر

micrometre thickness

ضخامت میکرومتر

micrometre particle

ذره میکرومتر

micrometre device

دستگاه میکرومتر

جملات نمونه

the thickness of a human hair is about 70 micrometres.

ضخامت موی انسان حدود 70 میکرومتر است.

micrometres are commonly used in scientific measurements.

میکرومترها معمولاً در اندازه‌گیری‌های علمی استفاده می‌شوند.

in nanotechnology, dimensions are often measured in micrometres.

در نانوتکنولوژی، ابعاد اغلب به میکرومتر اندازه‌گیری می‌شوند.

the resolution of the microscope can distinguish features as small as one micrometre.

وضوح میکروسکوپ می‌تواند ویژگی‌هایی به کوچکی یک میکرومتر را تشخیص دهد.

manufacturers specify tolerances in micrometres for precision parts.

تولیدکنندگان تلورانس‌ها را به میکرومتر برای قطعات دقیق مشخص می‌کنند.

dust particles can be as small as a few micrometres.

ذرات گرد و غبار می‌توانند به کوچکی چند میکرومتر باشند.

the diameter of a red blood cell is approximately 7 micrometres.

قطر یک گلبول قرمز خون تقریباً 7 میکرومتر است.

engineers often work with tolerances measured in micrometres.

مهندسان اغلب با تلورانس‌هایی که به میکرومتر اندازه‌گیری می‌شوند، کار می‌کنند.

micrometre measurements are crucial in semiconductor manufacturing.

اندازه‌گیری‌های میکرومتر در تولید نیمه‌رساناها حیاتی هستند.

the gap between the components was reduced to a few micrometres.

فاصله بین اجزا به چند میکرومتر کاهش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید